بهترين پناهگاه حكايات و داستانهاى نماز
| ثواب نماز جماعت |
جبرئيل با هفتاد هزار فرشته مقرب بعد از نماز بر من فرود آمد و خبر داد كه اى محمد! خدايت سلام مى رساند و هديه اى برايت فرستاده كه براى هيچ پيامبرى قبل از تو نفرستاده است . گفتم آن هديه چيست ؟ گفت : آن هديه ثواب خواندن نمازهاى پنجگانه است به جماعت . وقتى از ثواب آن پرسيدم ، گفت : اى پيامبر خدا! هر گاه نماز جماعت با دو نفر برگزار شود، خداوند براى هر ركعت آن ثواب 150 ركعت نماز فرادا را عطا مى كند. و اگر با سه نفر خوانده شود، ثواب هر ركعت آن 600 ركعت خواهد بود. هر گاه تعداد نمازگزاران از يازده نفر بيشتر شود، اگر درياها مركب و درختان عالم قلم شوند، جن و انس و ملك نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند. (70) |
| نماز جماعت در محاصره دشمن |
نماز عاشقانه اى بود. هر لحظه ممكن بود گلوله اى تمام هستى ما را به آتش بكشد، اما چنان در جذبه شورانگيز نماز غرق بوديم كه هيچ نمى شنيديم . بعد از تمام شدن نماز متوجه شديم كه در اين فاصله ، چهار گلوله آرپى جى به بيمارستان خورده است . (71) |
| نماز خوف پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در جبهه |
يك ركعت از نماز كه خوانده شد، نيروهايى كه در مقابل دشمن بودند، به سرعت جايگزين نمازگزاران شدند و ركعت دوم نماز را به پيامبر صلى الله عليه و آله اقتدا كردند و گروه اول ، ركعت دوم را فردا خوانده ، سريع خود را به مقابل دشمن رساندند. به اين ترتيب هر دو گروه به ثواب نماز جماعت با پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و هم هشيارانه به مقابله با دشمن پرداختند. نماز خوف يكبار ديگر در سال 61 هجرى در كربلا و در ظهر عاشورا به امامت سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام خوانده شد. (72) |
| نماز شهيد بروجردى ، مشكل گشاى جنگ |
يك بار در عملياتى كه در نزديكى مهاباد قرار بود انجام شود، فرماندهان به شور و غور نشستند. سرانجام هيچ كس فكرش به جايى قد نداد. برنامه ها مثل كلاف سردرگم شده بود. ناگهان بروجردى رو به قبله نشست و با قلبى شكسته و چهره اى غمگين ، اما سرشار از اميد گفت : خدايا! مى دانى كه ما هيچ كاره ايم و ذهن و فكرمان قاصر است . بى توجه تو هيچ كارى از ما ساخته نيست . خدايا! خودت فرجى حاصل كن و ما را از اين سرگشتگى نجات بده . همگى آنها شب خوابيدند و نزديك صبح با صداى تلاوت قرآن بروجردى بيدار شدند و ايستادند به نماز. گره كور پس از نماز صبح ، توسط بروجردى باز شد. فرداى آن روز بروجردى در قرارگاه حمزه سيد الشهداء عليه السلام در جلسه مشترك فرماندهان ارتش و سپاه ، طرح علميات را توجيه مى كند، كه با استقبال گرم فرماندهان روبرو مى شود. (73) |
| اهتمام به نماز جماعت |
عابدى مى گويد هر شب كه به نماز جماعت نمى رسيد، آن شب را تا صبح بيدار مى ماند و به عبادت و انابه مى پرداخت . از ابن ربيعه نقل شده كه يك بار نماز صبح او قضا شد، كه براى جبرانش يك بنده را آزاد كرد. به ربيع بن خثيم گفتند چرا شبها را نمى خوابى ؟ گفت : مى ترسم دشمن خواب بر من غالب شود و من از فيض نماز شب و شب زنده دارى محروم بمانم . (74) |
| عظمت نماز جماعت |
يكى از مستشرقين مشهور كه در قاهره بود، روزى از دانشگاه الازهر و ديگر آثار باستانى بازديد كرد. به همراه او چند مسجد ديدن كرديم در يكى از مساجد نماز جماعت برگزار بود. مسلمين در صفهاى فشرده با ابهت و هيمنه خاصى به طور هماهنگ تكبير و سبحان الله مى گفتند. يك لحظه ديدم حالت چهره مستشرق تغيير كرد. اول فكر كردم ، اتفاقى برايش افتاده است . پرسيدم مشكلى پيش آمده ؟ جواب داد: نه ، هيبت و عظمت اين نماز و عبادت ، تمام تنم را مرتعش كرد و از اين همه هماهنگى و اتحاد، متعجب هستم . (75) |
| اجر نماز گزار جماعت |
در خواب فردى را در بهشت ديدم كه در ميان قصرى بزرگ و با شكوه بر تختى تكيه زده است . جلو رفتم و سلام كردم . اول فكر كردم كه او از انبياست : گفتم تو كيستى ؟ گفت : من در دنيا يك كارگر ساده بودم . پرسيدم چه كردى كه به آن مقام بزرگ رسيده اى ؟ گفت : به واسطه انجام دو عمل ؛ يك روزه هايى كه گرفتم و ديگرى اينكه در دنيا به نماز جماعت اهميت مى دادم و نمازهايم را هميشه به جماعت مى خواندم . (76) |
| انس امام خمينى ره به عبادت و دعا |
اذان ظهر شد، امام برخاست ، وضو گرفت و به مسجد رفت . غافلگير شده بودم ، فكر نمى كردم امام آن روز براى نماز به مسجد برود. فورا يك نفر را فرستادم كه خادم مسجد را از رفتن امام با خبر كند. اما گويا خادم مسجد در آنجا نبود و آن شخص سريع سجاده اى را از همسايه ها براى امام فراهم مى كند. مردم شهر نجف وقتى فهميدند امام به مسجد آمده ، گروه گروه براى عرض تسليت به مسجد وارد شدند. مردم وقتى امام را مى ديدند كه به صلابت كوه ايستاده و گريه نمى كند، بشدت تحت تاثير قرار گرفته بودند و گريه مى كردند. امام با آرامش و وقار نماز ظهر و عصر را خواند و پس از نماز، در مسجد روضه خوانى شروع شد. (77) |
| جامه طاعت و عبادت امام رضا عليه السلام |
با اينكه پدرم كارش سخت و زياد بود، هرگز از دعا و ذكر مناجات ، غفلت نمى كرد. تمام دعاهاى مستحبى را مى خواند. نمازهاى مستحبى را بجا مى آورد و هرگز زيارت عاشورا را نديدم كه ترك كند. نماز شب را هميشه مى خواند، به طورى كه مادرم مى گويد ياد ندارم كه نماز شبش ترك شده باشد. ايشان به تمام مستحبات و نوافل مقيد بود. (78) |
| نماز استسقاى آيت الله محمد تقى خوانسارى ره |
اين جامه را خوب نگهدار، چون من در آن جامه هزار شب و هر شب هزار ركعت نماز خوانده ام و هزار ختم قرآن در آن نموده ام . (79) در سال 1362 ه. ق زمانى كه كشور ايران در اشغال قواى منافقين بود، گروهى از سربازان انگليسى و آمريكايى در محله خاكفرج قم مستقر بودند. مدتها بود كه باران نباريده بود و مردم قم از بى آبى دچار مشكل بودند. مردم قم از آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى درخواست مى كنند كه براى نزول باران نماز استسقا بخواند. ايشان به همراه حدود بيست هزار نفر از مردم شهر در ماه مبارك رمضان به طرف مصلاى خاكفرج حركت مى كنند؛ يعنى نزديك محل استقرار سربازان متفقين . در اين موقع عده اى از بهائيان كه در پادگان نفوذ داشتند، از فرصت استفاده كرده ، به افسران متفقين خبر مى دهند كه مردم شهر براى غارت و بيرون راندن شما مى آيند. نيروهاى متفقين اعلام آماده باش مى كنند و لوله توپها و مسلسلهايشان را به طرف جمعيت مى گيرند. اما برخلاف انتظار مى بينند كه مردم در صفهاى منظم در مصلا به نماز ايستادند. آيت الله خوانسارى دو روز پى در پى براى نماز استسقا به مصلا مى رود. روز دوم پس از نماز پاره هاى ابر در آسمان متراكم مى شود. هنوز جمعيت به خانه هاى خود نرسيده بودند كه باران شديدى در مى گيرد و از تمام رودخانه ها آب جارى مى شود. پس از آن ، خبر اين حادثه را افسران و خبرنگاران خارجى به خبرگزاريها مخابره مى كنند. (80) |
| قبيله قبله |
به خدا قسم از زمان دوستم پيامبر صلى الله عليه و آله كسانى را مى شناسم كه صبح را به شب مى رساندند، در حاليكه چهره شان غمگين بود و شكمهاشان گرسنه و پيشانى شان در اثر سجده پينه بسته بود. كسانى بودند كه همواره در حال عبادت و مناجات با خداى خود بودند، اما با آن همه عبادت و بندگى ، هميشه بيمناك و هراسان بودند.(81) |
| نور الهى در خانه شب زنده داران |
آرى چنين است كه اگر انسانى هر چند عامى ، در طاعت حق استوار باشد، به مقاماتى از معنويت مى رسد كه چشمه هايى از حكمت و دانايى در قلبش جوشان مى شود و فرد نسبت به برخى امور بينا و شنوا مى شود. |
| عبادت عارفانه شيخ كمپانى |
ايروانى مى گويد: يك شب كه براى حضور در درس عرفان شيخ كمپانى به خانه ايشان رفته بوديم ، شيخ در اتاق ديگر مشغول نماز بود. از اتاق درس ناله و مناجات او را مى شنيديم . بقدرى خاضعانه در استغاثه و انابه بود كه حس كردم تمام اشياء اطراف ما نيز هم آواز با شيخ به تسبيح و عبادت خدا مشغولند. (83) |
| آسايش اويس قرنى در عبادت است |
اويس بعضى شبها را به حالت ركوع و عبادت در ركوع به صبح مى رساند و برخى شبها را در حال سجده به پايان مى برد. به او گفته شد كه اين چه دشوارى و سختى است كه به خودت روا مى دارى ؟ اويس گفت : حال عبادت و نماز، وقت راحت من است . اى كاش از ازل تا ابد يك شب بود و من آن شب را به ركوع يا سجده به سر مى بردم . (84) |
| خواب بنده عابد، عبادت است |
دوستان ما، خدا را در همه حال عبادت مى كنند. در حال ايستاده ، در حال نشسته و در حال خواب . سدير پرسيد: يابن رسول الله عبادت آنها را كه در حال ايستاده يا نشسته اند، مى دانم ، اما عبادت آنها كه در حال خواب هستند، چگونه است ؟ امام صادق عليه السلام فرمود: آنها وقتى مى خوابند، دو ملك از طرف خداوند متعال بر بالين شان نماز مى خوانند و ثواب نماز آن دو ملك براى آنها نوشته مى شود. (85) |
| نشان پيروان حضرت على عليه السلام |
گفتند: نشان پيروان شما چيست ؟ فرمود: پيروان من كسانى هستند كه چهره شان از بسيارى عبادت و شب زنده دارى زرد است و اندامشان از روزه دارى لاغر. هميشه ذكر حق بر لب دارند و لبانشان از بسيارى ذكر خشكيده است و بر آنها گرد ترس خدا نشسته است . (86) |
| جاذبه هاى دين اسلام |
در اسلامبول كه بودم ، شبها پنجره اتاق را باز مى گذاشتم تا آواى روح انگيز اذان مسلمانان را بشنوم زيرا از شنيدن آن لذتى روحانى به من دست مى داد. هگل هم مى نويسد: در اسلامبول ، روزى به مسجدى رفتيم . از سادگى و صلابت مسجد شگفت زده شدم و حالى خوش و جاذبه اى شورانگيز در خود حس كردم . (87) |
| ثواب زياد تسبيحات اربعه |
در معراج ، داخل بهشت شدم ، در آنجا سرزمينى را ديدم كه فرشتگان با خشتهايى از طلا و نقره بنايى را مى ساختند. هراز گاه دست از كار مى كشيدند. از آنها پرسيدم كه چرا گاهى دست از كار مى كشيد. در جوابم گفتند هر گاه مومنى ذكر تسبيحات اربعه را مى گويد، ما برايش بنايى را استوار مى كنيم ، هر گاه آنها از ذكر باز مى ايستند، ما هم دست از كار مى كشيم ، تا اينكه آن مومن دوباره لب به تسبيح و ذكر خدا بگشايد. تسبيحات اربعه جزو ذكر نماز است كه ثواب و پاداش زيادى را خداوند بر اين ذكر قرار داده . چه خوب است انسان در همه حال به اين دعاى پر فضيلت توجه و مداومت داشته باشد. (88) |
| نماز شب حضرت على عليه السلام در ليلة الهرير |
از روزى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود نماز شب نور است ، هرگز نماز شب من ترك نشده است . ابن الكواء از حضرت پرسيد: در ليلة الهرير هم نماز شبتان ترك نشد؟ امام فرمود: حتى در آن شب هم ترك نشد. ليلة الهرير، يكى از شبهاى مشهور در جنگ صفين است كه در آن شب هزاران نفر از دشمن كشته شدند. حضرت على عليه السلام در آن شب 523 نفر را كشت . با چنين فضا و شرايطى از جنگ است كه امام به نماز شب مى ايستد و از معبود و محبوب خود استمداد مى طلبد. (89) |
| اذان ، سرود رهايى |
وقتى كه جبرئيل دستور اذان را براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آورد، سر آن حضرت در دامن على عليه السلام بود. جبرئيل اذان و اقامه را خواند و رفت . هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از حال خاص دريافت وحى خارج شد، به حضرت على عليه السلام فرمود آيا اذان جبرئيل را شنيدى ؟ على عليه السلام عرضه داشت بلى ، حفظ كردم . پس پيامبر فرمود بلال را احضار كن تا اذان را به او ياد دهم . (90) |
| پاداش شب زنده داران در بهشت |
در بهشت درختى است كه از آن اسبهاى ابلق سياه و سفيد با دوبال و با زينهايى از ياقوت بيرون مى آيند. اولياء خدا بر آنها سوار مى شوند و به هر جاى بهشت بخواهند به پرواز در مى آيند. اهل بهشت از خدا مى پرسند، خدايا! اين بندگان تو چگونه به اين مقام و جايگاه رسيده اند كه ما از آن محروم هستيم . جواب مى شنوند: آنها كسانى هستند كه در دنيا شبها از بستر خواب بيرون مى آمدند و به نماز و راز و نياز مشغول بودند، در حالى كه شما در خواب بوديد و روزها كه شما مى خورديد و مى نوشيدند، آنها روز مى گرفتند و هميشه از ترس و شوق من مى گريستند. (91) |
| نمازگزار و لباسى از نور |
اينان متقين با خداى خود خلوت و راز و نياز مى كنند و خداوند هم با نور خود آنها را مى پوشاند. (92) |
| ثواب زياد تسبيحات اربعه |
هر كس بر ذكر تسبيحات اربعه يعنى كلمات سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر مداومت داشته باشد و همواره بر زبان بياورد، خداوند براى هر ذكر او درختى در بهشت برايش مى نشاند. مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: يا رسول الله ! پس در بهشت درختان زياد خواهيم داشت . پيامبر فرمود: بلى ، اما بترسيد از اينكه آتشى بفرستيد و آن درختان را بسوزانيد. آن آتش چيزى جز گناه و سرپيچى از فرمان خدا نيست . خداوند اين اذكار نغز را در نماز قرار داده تا بدان وسيله موجب رستگارى انسان شود. (93) |
| اذان ، شعار عشق و ايمان مشتاقان |
ديوار مسجد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اندازه يك قامت بلند بود. هرگاه وقت نماز مى شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به بلال مى فرمود بالاى ديوار برو و با صداى رسا اذان بگو. چون باد ماموريت دارد تا صداى اذان اهل زمين را به سوى آسمانها ببرد. فرشتگان وقتى صداى اذان از زمينيان مى شنوند، مى گويند اين صداى اذان پيروان محمد صلى الله عليه و آله است كه به يگانگى خداوند بلند است . آنگاه فرشتگان آسمان تا تمام شدن اذان و نماز مومنين ، براى آنها طلب آمرزش مى كنند. (94) اذان ، تجلى اسماء الهى در دايره خلقت است و براى اهل دل شيرين ترين لحظات ، هنگام شنيدن نام محبوب و معشوق است . وقتى كه نام معبود از ماذنه بلند مى شود، جانهاى عاشق به پرواز در مى آيد و اشتياق ديدار يار افزونى مى گيرد. |
| مناجات امام صادق عليه السلام |
اى در دل خاك خفتگان ! چگونه است كه من شما را مى خوانم و جوابم را نمى دهيد؟ آنگاه فرمود: به خدا قسم بين آنها و جواب فاصله افتاده كه هرگز قادر به پاسخ نيستند. بعد رو به قبله ايستاد و تا طلوع آفتاب به راز و نياز و مناجات مشغول شد. (95) |
| عبادت علامه مجلسى ره |
علامه اهتمام و توجه خاصى به مستحبات داشت . نماز شب را هرگز ترك نمى كرد. نسبت به غسل جمعه و نماز جعفر طيار و دعاهاى مستحبى در صبح و شام تعمد داشت . (96) |
| فضيلت گفتن سبحان الله |
سبحان الله ، خدا چه قدرت عظيمى به سليمان داده است ! باد سخن او را به گوش سليمان رساند. سليمان نزد دهقان آمد. دهقان با احترام و ادب از سليمان استقبال كرد. سليمان نيز به گرمى و مهربانى با او برخورد كرد. از دهقان پرسيد: چه گفتى ؟ دهقان پاسخ داد: عرض كردم خداوند به فرزند داوود چه ملك عظيمى داده است سليمان گفت : اگر مومن با توجه و اخلاص سبحان الله بگويد، از تمام ملك سليمان بهتر است . سبحان الله تسبيح و ذكرى است كه دائما در نماز آن را ترك مى كنيم . فضيلت اين ذكر به قدرى است كه واجب است در نماز آن را تكرار كنيم . (97) |
| عبادت كبير |
امير نظام در خانه خود مشغول زيارت عاشورا است ... از اين روى ، سياستمدار و مصلح و انقلابى بزرگى كه در روزهاى محرم به زيارت عاشورا اهتمام داشت ، در تاريخ رجال سياسى ايران كمتر مى توان مانند او را يافت . در نامه ديگرش به شاه مى نويسد: احوال اينجانب را پرسيده بوديد، الحمد الله خوبم . در بالاخانه به قدر يك ساعت مشغول قيام و قعود هستم ... امير كبير از نماز خود به قيام و قعود تعبير مى كند و اين از ويژگيهاى عارفان وارسته است كه عبادتهاى خود را در مقابل نعمتهاى خداوند ناچيز مى شمارند. (98) |
| فضيلت عبادت حضرت زينب س |
هر چه تلاش مى كردم تا شبى را به اندازه حضرت زينب عليه السلام عبادت انجام بدهم ، موفق نشدم . عبادتهاى آن حضرت از توان و استطاعت من خارج بود. بزرگان ديگر نيز در جاهاى مختلف اعتراف به اين داشته اند كه در كوشش براى عبادت به اندازه عبادتهاى حضرت زينب عليه السلام توفيق نداشته اند.(99) |
| راز نماز شهيد دستغيب |
شهيد دستغيب خيلى سعى مى كرد نماز مغرب و عشاء را اول وقت بخواند، اما درهاى هواپيما بسته بود و نمى شد كارى كرد. ايشان چند بار خواستند پياده شوند كه مانع شدند. تاخير هواپيما به حدى انجاميد كه اگر به جده مى رسيديم ، نماز قضا مى شد. شهيد دستغيب از اينكه نمى توانست به نمازش برسد، خيلى ناراحت بود. ما نيز تشويش داشتيم ، ولى ايشان خيلى نگران فوت نماز بود. موتور هواپيما كه روشن بود، يكدفعه با نقص فنى روبرو شد. خدمه هواپيما ناگهان درب هواپيما را باز كردند تا نقص هواپيما بر طرف شود. همه پياده شديم . شهيد دستغيب بوديم . خدمه مى گفتند شايد چند ساعت طول بكشد تا هواپيما آماده پرواز شود. نماز را كه خوانديم ، خبر دادند كه هواپيما آماده پرواز است سوار شويد. من هنوز در حيرت اين راز بودم كه ميان نماز شهيد و نقص هواپيما چه سرى نهفته است . (100) |
| شب زنده دارى شيخ جعفر آل كاشف الغطاء |
شبى براى خواند نماز شب از خواب بر مى خيزد. فرزند جوانش را هم از خواب بيدار مى كند و از او مى خواهد با هم براى خواندن نماز به حرم مطهر امام على عليه السلام بروند. پسرش كه در آن وقت شب ، برخاستن از خواب برايش سخت بود، بهانه مى آورد، اما شيخ اصرار مى كند كه حتما بايد با هم به حرم بروند. فرزندش بناچار و با اكراه بلند مى شود و وضو مى گيرد و با پدر به حرم مطهر امام على عليه السلام مى روند. كنار در صحن مطهر كه مى رسند، مرد فقيرى را مى بينند كه نشسته و دست به طرف مردم دراز مى كند. شيخ جعفر از فرزندش مى پرسد: اين شخص در اين وقت شب اينجا چه مى كند؟ براى چه نشسته اينجا؟ پسرش مى گويد: براى گدايى از مردم شيخ مى گويد: ببين فرزندم ! اين آدم به خاطر مبلغ اندك ، اين وقت شب از خواب و آسايش دست شسته و دست به سوى مردم دراز مى كند. آيا تو به اندازه او به وعده هاى خدا درباره شب زنده داران اعتماد ندارى كه مى فرمايد: فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يعملون (101) فرزند جوانش از شنيدن اين جمله ، بشدت منقلب مى شود و در وجودش تحولى پديد مى آيد، به طورى كه تا آخر عمر نماز شب او ترك نشد. (102) |
| مناجات آيت الله شفتى |
در اصفهان رسم بر اين بود كه دو ساعت قبل از اذان صبح در حمامها را باز مى كردند. يك شب كه به حمام مى رفتم ، از پشت ديوار منزل سيد صداى مناجات به گوشم رسيد. كنجكاو شدم و جلوتر رفتم . گوش كردم و شنيدم سيد با گريه و ندبه مى گويد: الهى ! ايخيب مثلك مثلى ؟ آيا خدايى چون تو، بنده اى مثل من را از رحمت خود محروم مى گرداند؟ رفتم به حمام و برگشتم ، مدت حمام من دو ساعت طول كشيد. هنوز اذان صبح نشده بود. باز صداى ضجه و ناله سيد به دعا و استغاثه بلند بود. (103) |
| عامل عابد |
البته بچه هاى جبهه بيشترشان اهل تهجد و نماز شب بودند و اين از چهره شان ، از اخلاصشان در كار، از برخورد و رفتارشان هم مشخص بود. دو شب قبل كه نگهبان بودم . يكى از بچه ها را در تاريكى شب ديدم كه نرم نرمك و آهسته از سنگر زد بيرون و وضو گرفت و باز آرام و بى صدا به سنگر برگشت . مى دانستم كه براى نماز شب بلند شده است . از بيرون سنگر نجوا و زمزمه عاشقانه اش را مى شنيدم . آرام نشستم كنار سنگر، هم براى نگهبانى ، هم به اميد ثواب از زمزمه هاى آن عابد عاشق . (104) |
| برخيز براى نماز شب ! |
شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء به علامه نورى گفت : برخى شبها خواب بر من غلبه مى كند و نمى توانم بيدار شوم و نماز شب بخوانم . علامه نورى با عتاب به او گفت : چرا بيدار نمى شوى ، چرا؟ حتما برخيز، برخيز! سالها از اين قضيه گذشت و شيخ نورى وفات يافت . پس از ساله ، روزى با شيخ محمد حسين نشسته بوديم و خاطرات گذشته را باز گو مى كرديم ، شيخ محمد حسين گفت از آن گفتگو با علامه نورى به بعد، هر شب پيش از سحر صداى علامه در گوشم مى پيچد كه برخيز شيخ ، برخيز شيخ ، برخيز و من را براى نماز شب بيدار مى كند. (105) |
| زنگى براى نماز به صدا در مى آيد |
ساعت پدرم هنوز شبها زنگش به صدا در مى آيد، بى حضور پدر، اما با ياد پدر. (106) |
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:4 توسط مشاور تغذیه
|