ناتوانی کنترل ماهیچهها
هرگونه عدم کنترل ماهیچهای باید به پزشک نشان داده شود.
هرگونه عدم کنترل ماهیچهای باید به پزشک نشان داده شود.
۱. اغلب دچار ناراحتی پا میشوید که مانع خواب میگردد.
۲. گزگز، کرختی یا پرش ناگهانی پا و اغلب احساس خزش در زیر پوست وجود دارد.
۱. در بزرگسالی لکنت زبان شروع شده است.
۲. دورههای لکنت زیاد است یا سخن گفتن نیاز به تلاش زیاد یا کشیدن صدا دارد.
۳. بهعنوان پدر یا مادر نگران سخن گفتن فرزندتان هستید.
۱. بیش از دور روز متوالی دچار گیجی شدهاید.
۲. گیجی اغلب روی میدهد.
۳. غش کردهاید.
۴. درد قفسهٔ سینه دارید.
هرگونه احساس گمگشتگی را باید به پزشک اطلاع داد.
۱. گزگز با نشستن، سرفهکردن، یا عطسهکردن تشدید میشود.
۲. هر گزگز بیدلیل که تمام یک طرف بدن را گرفتار کند یا با ضعف ماهیچهای همراه باشد باید فوراً تحت درمان قرار گیرد.
هرگونه کرختی بیدلیل، مخصوصاً اگر با علائم ناراحتی سر، دید یا یک طرف تمام بدن همراه باشد، نیاز به مراقبت فوری پزشکی دارد.
فلج هر جای بدن باید فوراً به پزشک اطلاع داده شود.
۱. ناگهان گیج شدهاید یا در مکان آشنائی یک دفعه فراموش میکنید کجا هستید.
۲. به یاد نمیآورید در چه سال یا چه ماهی هستید.
۱. قبلاً هیچگاه سردرد روی نداده است.
۲. سردرد بیش از سه روز طول کشیده یا مانع فعالیتهای عادی شده است.
۳. سردرد مانند انفجاری ناگهانی در سر است.
۴. سردردها بیشتر و شدیدتر میشوند.
۵. تب یا سفتی گردن هم وجود دارد.
۶. بعد از کار زیاد سردرد روی میدهد.
۷. استفراغ روی داده است ولی حالت تهوع وجود نداشته است.
۸. همراه با سردرد اختلال دید، اشکال در گفتار، اشکال در هماهنگی حرکات، ضعف دستها یا پاها، یا اشکال در فکر کردن درست وجود دارد.
راه افتادن آب دهان از علائم خوشخیمی است که علت آن هنوز معلوم نیست و پزشکان نمیدانند چهگونه آن را بند آورند. ولی این دلیل نمیشود که شما در جستجوش علت ترشح زیاد آن نباشید. برخی زنان متوجه میشوند که با شروع آبستنی بزاق آنها زیاد میشود. این زیادی بزاق تا هنگام وضع حمل باعث اشکال در بلع و گفتار میشود و بعد از زایمان به حال عادی باز میگردد.
گونهها بهعلت تورم غدد بزاقی پف کردهاند و درون دهان این زنان قرمز و ملتهب میشود. اغلب مزه بدی احساس میکند و برای جلوگیری از ریزش آب دهان باید مرتباً آن را قورت دهند. تاکنون کمتر به این گرفتاری توجه شده است و طی سالها گفته میشد که علت آن عصبی است. اما منشأ این ناراحتی در دهان است نه در سر. بزاق زیاد ممکن است بهعلت قطع یک داروی خاص باشد. عارضهٔ جانبی برخی داروها خشک دهان است و با قطع خوردن دارو بزاق بهطور طبیعی ترشح میشود، ولی شما فکر میکنید که آب دهانتان بیش از حد زیاد شده است.
افرادی که نخستین بار دندان مصنوعی گذاشتهاند احساس وجود بزاق اضافی میکنند. وجود هر چیز در دهان ترشح بزاق را تحریک میکند و در این افراد تا عادت کردن به دندان مصنوعی آب دهان زیاد میشود. گرفتاریهائی که ارسال پیامهای عصبی مغز به بدن را مختل میکنند - مثل فلج عصب صورتی، بیماری پارکینسون، و سکتهٔ مغزی - توانائی بلع درست یا بستن لبها را از بین میبرند و باعث ریزش آب دهان میشوند.
دچار رعشهٔ بیوقفهای شدهاید که مکررتر و آزاردهندهتر میشود.
تمام موارد دوبینی را باید به پزشک گزارش کرد.
۱. درد گردن بیش از سهروز طول کشیده یا تکرار میشود.
۲. درد بهدنبال سقوط یا یک حادثه روی داده است.
۳. درد از گردن به دستها یا پاها منتشر میشود.
۱. چشمها هم درد میکنند.
۲. تب، دانههای قرمز در صورت، یا ورم صورت وجود دارد.
۳. درد، گزگز، یا کرختی در دست یا پا احساس میشود.
به شما گفته شده است که مدت کوتاهی خیره شده بودید و پاسخی نمیدادید، اما شما چنین چیزی را بهیاد نمیآورید.
خشکشدن پشت مانع انجام کار و فعالیت شده است.
خشک شدن پشت نشانهٔ چیست:
خشکشدن پشت اغلب پیامی از بدن است که میگویند: مراقب لگن، ستون مهرهها و شانهها باش. حرکات غلط دیگر بس است. انجام حرکات نادرست میتواند باعث سفتی و درد پشت شود. جابهجا کردن وسائل خانه، بیل زدن باغچه، کشتی گرفتن با بچهها، و بهطور کلی هر فعالیتی که بهطور معمول انجام نمیدهید میتواند ماهیچهها و رباطهای پشت یا صفحات بین مهرهای را آسیب برساند. (صفحات بین مهرهای یا دیسکها بالشتکهای نرم واقع در بین مهرههای پشت هستند.) پشت برای جلوگیری از آسیب بیشتر سفت میشود.
حرکات نادرست باعث بیشتر گرفتاریهای پشت هستند. چند نفر را میشناسید که بگویند بهتدریج دچار خشک شدن پشت شدهاند؟ هیچ. همهٔ آنها به طرز غلط حرکت کردهاند، خیلی سریع دولا شدهاند، به شکل غلط چیزی را بلند کردهاند، و حالا گرفتار سفتی و آسیب پشت شدهاند. البته حرکات نادرست تنها علت خشکشدن پشت نیستند. تشک خیلی نرم یا خیلی سفت، یا خوابیدن در وضعیت نامناسب نیز باعث خشکشدن پوست میشوند.
۱. احساس ناخوشایندی در هنگام برگرداندن سر وجود دارد.
۲. خشکی گردن با گزگز یا درد شدیدی که به انگشتان میکشد همراه است.
۳. اگر تورم غدد لنفاوی، تب، سردرد، یا تهوع وجود دارد، فوراً نزد پزشک بروید.
۴. بهدنبال تصادفی که در آن سر به عقب و جلو پرتاب شده است، بعد از دو روز هنوز گردن خشک است.
۱. اخیراً ضربهای به سر خورده است.
۲. ظرف ۲۴ ساعت دوبار یا بیشتر غش روی داده است.
۳. غش بدون علامت قبلی مثل منگی روی داده است.
۴. سابقهٔ بیماری قلبی، سکته، یا حملهٔ مغزی وجود دارد.
۵. فراموشی یا عدم کنترل مدفوع وجود دارد.
۶. دارو مصرف شده است.
۷. در محل کار ماشینآلات وجود دارد و غش ممکن است برای شخص یا همکاران خطرناک باشد. یا اصولاً شغل فرد از انواع پرخطر است.
۱. ماهیچهها اغلب در هنگام فعالیت یا بعد از آن یا در وقت استراحت چنگ میشوند.
۲. چنگشدن ماهیچه آن را قفل کرده و تا چند دقیقه آزاد نمیشود.
۳. هر روز چندینبار ماهیچه چنگ میشود.
نوروپاتی محیطی (نوریت محیطی)
peripheral neuropathy
نوروپاتی محیطی (نوریت محیطی) گروهی از علایم ناشی از اختلالات اعصاب حسی یا حركتی. همه اعصاب منتهی به عضلات، عروق خونی و پوست ممكن است درگیر شوند. نوروپاتی محیطی معمولاً انگشتان دست و پا، دست، پا، قسمتهای پایینی اندامهای فوقانی و تحتانی را درگیر ساخته و ممكن است با اختلال كنترل ادرار یا مدفوع همراه باشد.
علایم شایع:
۱. گزگز و كرختی كه از دستها و پاها شروع شده و به تدریج گسترش مییابد.
۲. ضعف عضلانی تدریجی در سراسر بدن به صورت یك طرفه یا دو طرفه. این عارضه در نواحی مشابه در دو طرف ( قرینه ) بروز میكند.
۳. درد تیركشنده كه اغلب شبها بدتر است. درد با لمس یا تغییرات درجه حرارت بدتر میشود.
۴. زخمهای بدون درد برروی انگشتان دست یا پا
۵. پوست خشك رنگ پریده و حساس به لمس
۶. كاهش وزن كمردرد شدید یا بیاختیاری ادرار یا مدفوع، در صورتی كه نوروپاتی ناشی از بیماری دیسك بین مهرهای باشد.
علل بیماری:
۱. تغذیه نامناسب
۲. اختلالات سوءجذب
۳. واكنشهای خودایمنی
۴. ضربه یا فشار برروی یك عصب
۵. استفراغ بیش از حد، از قبیل استفراغ اوایل بارداری
۶. كمكاری تیرویید
۷. پورفیری حاد
۸. عارضه دیالیز
۹. پارگی دیسك بین مهرهای
۱۰. بعضی اختلالات ارثی
۱۱. عارضه یك بیماری زمینهای، نظیر دیابت شیرین، اعتیاد به الكل، كمبود ویتامینی، كمخونی ناشی از كمبود ویتامین ـ ب12 یا اختلالات تیرویید
۱۲. واكنش به داروها یا مواد شیمیایی از قبیل امتین، هگزوباربتیال، كلربوتانول، سولفانامیدها، فنیتوئین، نیتروفورانتوئین، فلزات سنگین، مونوكسیدكربن، حلالها، یا سموم صنعتی. گاهی تداخل اثر داروهای تجویز شده برای افراد دچار بیماریهای قلبی ـ عروقی سبب این علایم میشود.
نشانگان گیلن باره
guillain barre syndrome
نشانگان گیلن باره عبارت است از یك بیماری التهابی نادر كه دستگاه عصبی مركزی را درگیر میكند و به سرعت موجب ضعف عضلات و بیحسی میشود. این نشانگان میتواند در تمام سنین رخ دهد اما بین 50-30 سالگی شایعتر است.
علایم شایع:
مراحل اولیه: ضعف عضلات دست و پا، ساعد، بازو، ساق و رانها، شكم و قفسه سینه. ضعف عضلات در عرض 72 ساعت پیشرفت میكند و ممكن است باعث بروز مشكلات تنفسی تهدیدكننده حال بیمار شود. شوك (ضعف، غش، سرد شدن دستها و پاها، تند شدن ضربان قلب؛ تعریق). مراحل بعدی: گاهی فلج كامل برای هفتهها یا ماهها.
علل بیماری:
ناشناخته است، اما امكان دارد یك اختلال خودایمنی باشد. این نشانگان گاهی به دنبال واكسیناسیون یا جراحیهای كوچك ایجاد میشود.
نارسایی غده هیپوفیز
pituitary gland underactive

نارسایی غده هیپوفیز كمكاری غده هیپوفیز كه منجر به ترشح ناكافی هورمونهای مترشحه از هیپوفیز میگردد. قسمت قدامی هیپوفیز هورمونهای زیر را تولید میكند: هورمون رشد، هورمون محرك تیرویید (TSH)، هورمون محرك غده فوق كلیه (ASH)، هورمونهای محرك غدد جنسیقسمت خلفی هیپوفیز هورمونهای زیر را تولید میكند: هورمون ضدادراری كه با تأثیر بر كلیهها غلظت و مقدار ادرار را تنظیم میكند. اكسیتوسین كه محرك انقباضات رحمی در طی زایمان و ترشح شیر در طی شیردهی است.
علایم شایع:
۱. نامنظمی قاعدگی
۲. ناتوانی جنسی؛ ناباروری
۳. كاهش قند خون و ضعف؛ كاهش فشار خون
۴. عدم تحمل سرما و استرس
۵. عقبافتادگی رشد در كودكان (بروز پس از ششماهگی)
۶. تغییرات روانی، از قبیل سایكوز (روانپریشی)
۷. بیحالی شدید
۸. سردرد مداوم
۹. افزایش مقدار و تكرر ادرار
۱۰. فقدان صفات ثانویه جنسی كه در بلوغ ظاهر میگردند، نظیر تغییرات صدا، تكامل پستان و رشد موهای ناحیه تناسلی
علل بیماری:
۱. ناشناخته (گاهی)
۲. تومورهای غده هیپوفیز
۳. عفونت مغزی
۴. آنوریسم عروقی در قاعده مغز
۵. كاهش جریان خون غده هیپوفیز در مادر پس از خونریزی شدید و شوك حین زایمان
۶. آسیب شدید سر همراه فشار بر غده هیپوفیز (معمولاً ناشی از خونریزی داخل مغزی)
میگرن
headache migraine

میگرن عبارت است از یك نوع سردرد شدید و ناتوانكننده معمولاً در یك طرف سر، كه به همراه آن علایم دیگری مثل تهوع، استفراغ و مشكلات بینایی وجود دارند. حمله این سردرد میتواند 72-2 ساعت طول بكشد.
حملات میگرن در بعضی از افراد ممكن است بهطور هفتگی رخ دهند، در حالی كه در بعضی دیگر ممكن است حتی یك بار نیز در سال رخ ندهند. میگرن هر دو جنس را تحتتأثیر قرار میدهد، اما در زنان شایعتر است.
علایم شایع:
ماهیت حملات در افراد مختلف متفاوت است و گاهی در یك فرد خاص نیز ممكن است حملات شبیه هم نباشند. علایم حمله كلاسیك میگرن به ترتیب زیر ظاهر میشوند: پیش درآمد حمله سردرد كه ممكن است به صورت مشكلات بینایی، شنوایی یا بویایی باشد. شایعترین علامت عبارت است تاری دید، و به دنبال آن دیدن نقاط نورانی و الگوهای زیگزاگمانند نورانی. مشكلات بینایی ممكن است چندین دقیقه یا حتی چندین ساعت طول بكشند، اما با آغاز سردرد ناپدید میشوند. درد مبهم و آزاردهنده در شقیقه كه به تمام نیمه سر در همان طرف گسترش مییابد. درد تدریجاً شدید و ضرباندار میشود. در سایر انواع حملات سردرد میگرنی، علایم فوق (مشكلات بینایی، سردرد یا استفراغ) ممكن است وجود نداشته باشند، یا این كه ممكن است علایم دیگری وجود داشته باشند. بعضی از افراد دچار رنگ پریدگی، قرمزی چشمها، و آبریزش از بینی یا اشك ریزش از چشمها میشوند.
علل بیماری:
تنگ شدن، سپس گشادشدن و التهاب رگهای خونی كه به پوست سر و مغز میروند. سردرد زمانی آغاز میشود كه رگها دوباره گشاد میشوند. حملات سردرد ممكن است در اثر عوامل زیر آغاز شوند:
۱. عادت ماهانه
۲. مصرف قرصهای ضدحاملگی
۳. خستگی
۴. خوردن بعضی از غذاها
۵. جا انداختن وعده غذایی
۶. مشكلات عاطفی احتمالاً شایعترین علت بروز حملات میگرنی هستند، اما سردرد لزوماً با ناراحتی عاطفی همزمان نمیشود بهطوری كه حملات سردرد غالباً در آخر هفتهها كه استرس كم شده است رخ میدهند.
میاستنیگراو
myasthenia gravis
میاستنیگراو اختلال عضلات، به ویژه عضلات سر و صورت، به صورت خستگی و ضعف پیشرونده در طی استفاده از عضلات. این اختلال معمولاً عضلات اطراف چشم، دهان و گلو، و انتهای اندامها را درگیر میسازد. این بیماری نوجوانان و بزرگسالان جوان از هر دو جنس را مبتلا میسازد ولی در خانمها شایعتر است.
علایم شایع:
۱. افتادگی پلكها
۲. دوبینی
۳. به هم خوردن حالت طبیعی چهره
۴. اختلال در بلع
۵. ضعف اندامهای فوقانی و تحتانی
۶. اختلال در تكلم واضح
۷. اختلال در تنفس شعلهور شدن این اختلال اكثراً پس از دوره كوتاهی از كاركرد طبیعی عضلات رخ داده و در طی استفاده از عضلات تشدید مییابد.
علل بیماری:
اختلال خودایمنی (احتمالاً)، تومور غده تیموس (تنها در نوزادان).
۱. طرز راه رفتن معمول تغییر کرده است.
۲. تحلیل رفتن ماهیچهها احساس میشود.
۳. زمین خوردن، سکندری خوردن، یا برخوردن به چیزهای مختلف زیاد است.
۴. احساس کرختی، درد، ناپایداری، پرش، سفتی ماهیچه، یا ضعف ماهیچهای وجود دارد.
اشکال در راه رفتن نشانهٔ چیست:
بسته به مراحل مختلف زندگی، طرز راه رفتن ممکن است بهکلی تغییر کند. با سکندری خوردنهای کودکی شروع کردهاید، و در نوجوانی با عجله راه میرفتید. در سالهای بعد، با احتیاط و شاید به کمک عصا قدم بر میدارید. اما در تمام مراحل زندگی، با اطمینان، روان و بهراحتی راه میروید. و وقتی احساس کردید که مثل همیشه قدم بر نمیدارید، حتماً اشکالی پیش آمده است.
بالاخره، تقریباً هر بیماری یا گرفتاری اعصاب و ماهیچهها باعث اشکال در راه رفتن میشود. گاهی این بیماری درمانپذیر است، مثل فتق صفحهٔ بین مهرهای کمری. از جدیترین بیماریهای مختلکننده راه رفتن تصلب جانبی پلاسیدگی ماهیچهای، تصلب متعدد اعصاب (MS)، تحلیل ماهیچهای، و بیماری پارکینسون است.
بیماری قند اغلب فقدان حس در پاها را باعث میشود. بسیاری از مبتلایان توانائی اینکه بگویند کجای پایشان روی زمین است ندارند و این حالت ناپایداری در ایستادن و راه رفتن را بهوجود میآورد.
درمان اشکال در راه رفتن:
اختلال در راه رفتن در هر سنی مهم است. اگر رعایت نکات زیر مفید واقع نشود، نزد پزشک بروید، چون علل مختلفی میتواند داشته باشد که پزشک با آزمایشهای مختلف آن را تشخیص میدهد. داروهایتان را کنترل کنید. فهرست تمام داروهائی را که اخیراً مصرف کردهاید به پزشک نشان دهید. شاید علت در میان آنها باشد و پزشک با تغییر دارو اشکال را برطرف کند.
سرتان را راست بگیرید. وقتی روبهرویتان را نگاه میکنید بهتر راه میروید تا هنگامی که سرتان را به عقب یا یک طرف انداختهاید. سعی کنید سر را راست و عمود بر شانهها بگیرید. دیدتان را امتحان کنید. دید واضح و درک عمق عوامل مهمی در راه رفتن هستند. اگر بهطور دست روی زمین را نبینید، با اطمینان قدم بر نمیدارید.
دیوارها را راهراه کنید. بسیار بیمارستانها که بیماران مبتلا به اشکال در راه رفتن دارند، دیوارها را خطوط عمودی رنگ میزنند. خطوط عمودی بیشتر از خطوط افقی و رنگ یکنواخت به بیماران پایداری میبخشند و از افتادن آنها جلوگیری میشود .
۱. مشکل گفتار بعد از حادثه یا وارد آمدن ضربه به سر شروع شده است.
۲. اگر ناگهان تکلم آشفته، درهم، پیچیده، یا نامفهوم شود، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
۳. اگر چند دقیقه اصلاً نتوانستید حرف بزنید، فوراً به پزشک مراجعه کنید، حتی اگر حالت رفع شود.
۴. اگر ناگهان کلمات یا عبارات را بارها تکرار کنید یا کلمات را اشتباهی بهکار میبرید، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
اختلال تکلم نشانهٔ چیست:
همهٔ ما میدانیم دنبال کلمهای گشتن چهگونه است. میدانید چه میخواهید بگوئید و کلمه لازم نوک زبانتان است اما پیدایش نمیکنید. تکلم پیجیدهترین اعمال مغز است. برای گفتن 'آ...' باید ۷۶ ماهیچه با هم همکاری و هماهنگی داشته باشند. بنابراین علت اختلال تکلم تا حدی روشن است. هر چیز که به مغز یا اعصاب کنترل کننده گفتار آسیب برساند، یافتن سریع کلمه و سخن گفتن را مختل میکند.
مثلاً تکلم آشفته نشانه سکته مغزی یا حمله گذرای کمخونی مغز است. این حالت را سکته خفیف هم میگویند که زنگ اخطاری برای روی دادن سکته کامل در آینده است. در سکتهٔ خفیف، رگههای خونی منقبض شده و موقتاً جریان خون را در مرکز گویائی مغز دچار اختلال میکند.
سردرد میگرنی نوع ملایمتر سکته خفیف است. در میگرن گاهی دچار یک زبانپریشی بسیار کوتاه میشوید. یعنی بیان، درک و نوشتن کلمات مشکل میشود. هر ضربه، تومور، یا اختلال به آهستگی ناتوانکنندهٔ عصبی میتواند به قسمتی از مغز که گفتار و بیان روان را کنترل میکند آسیب برساند. در برخی بیماریها، مثل پارکینسون، گفتار ممکن است نامفهوم شود.
اختلالات تکلم بسیار متنوع است و متخصص درمان از روی نوع آن ناحیهٔ آسیب دیدهٔ مغز را مییابد. بهطور عادی، اگر اختلال تکلم ناگهانی باشد، احتمالاً سکته مغزی روی داده است. اما اگر تدریجی باشد، بیماری یا گرفتاری عصبی دلیل آن است. علل سادهتری هم برای اختلال تکلم وجود دارد. گشتن دنبال کلمه، که همه ما گاهی دچار آن میشویم، چیزی کاملاً طبیعی و ناشی از فراموشی معمولی است.
۱. تغییر ناگهانی در شنوائی یا زنگزدن گوش وجود دارد.
۲. تمام مدت گوشها کیپ هستند.
۳. احساس عدم تعادل میکنید یا میافتید.
اشکال در تعادل بدن نشانهٔ چیست:
در خواب ممکن است بتوانید بندبازی هم بکنید، ولی در بیداری باید قرص و محکم بر روی پاهایتان بایستید. این کار چطور انجام میگیرد؟ بهطور طبیعی، چشمها، گوش داخلی، ماهیچهها، مغز و اعصاب با هم همکاری میکنند تا شما را در وضعیتی متعادل برای انجام کار روزانه نگاه دارند. در حالت عادی متوجه این همکاری نیستید، ولی وقتی هماهنگی این اندامها از بین برود، آنگاه دچار اشکال در تعادل خواهید شد. تعدادی از بیماریها شما را گرفتار این حالت میکنند، از جمله اختلالات گوش، آلرژیها، ضعف ماهیچهای، اشکال در دید، التهاب مفصل و سکتهٔ مغزی.
فیبروزیت
fibrositis

فیبروزیت (فیبرومیوزیت یا فیبرمیالژی) عبارت است از التهاب یا درد در عضلات، غلاف عضلات، و لایههای بافت همبند تاندونها، عضلات، استخوانها و مفاصل. این بیماری، نواحی عضلانی قسمت پایینی كمر، گردن، شانهها، قفسه سینه، بازوها، ناحیه باسن و رانها را درگیر میكند. این بیماری معمولاً در افراد بین 60-30 سال و بیشتر در خانمها رخ میدهد (به نسبت 5 به 1).
علایم شایع:
۱. خستگی و ضعف
۲. نواحی دردناك عضلانی
۳. خستگی
۴. مشكل در خواب
۵. گرفتگیهای عضلانی دردناك و ناگهانی كه با فعالیت بدتر میشوند.
۶. ندولها (برجستگیهای كوچك) یا نواحی محدودی كه به لمس حساس هستند (نقاط ماشهای)
علل بیماری:
ناشناخته هستند. احتمالاً ناشی از یك عدم تعادل در مواد شیمیایی موجود در مغز یا یك اختلال خودایمنی است. تا همین اواخر اعتقاد بر این بود كه این یك اختلال روانی است، اما هماكنون این نظریه عمومیت ندارد. تحقیقات در زمینه علت آن ادامه دارد.
فلج مغزی
cerebral palsy

فلج مغزی عبارت است از یك گروه از اختلالات عضلانی و دستگاه عصبی كه در شیرخوارگی آغاز میشود و درجات متفاوتی از ناتوانی ایجاد میكند. فلج مغزی، ارثی نیست. این اختلالات، دستگاه عصبی مركزی و دستگاه عضلانی را درگیر میسازند.
علایم شایع:
۱. بروز مشكل در مكیدن نوك پستان یا شیشه شیر در همان اوایل شیرخوارگی
۲. فقدان تون عضلانی طبیعی (در مراحل اولیه)
۳. كندی رشد و نمو (راه رفتن، صحبت كردن)
۴. سفتی و اسپاسم عضلات (در مراحل بعدی)
۵. درجات متغیری از عقبماندگی ذهنی
۶. مشكل در هماهنگی و تعادل بدن
۷. كری
۸. ژستهای غیرطبیعی بدن
۹. لوچی
۱۰. حركات بیهدف بدن
۱۱. تشنج
علل بیماری:
وجود نقایصی در مغز و نخاع. علت بروز این نقایص غالباً ناشناخته است. در 90% از موارد، آسیب قبل از یا به هنگام تولد رخ میدهد. دلایل شناخته شده عبارتند از: وارد آمدن صدمه به هنگام تولد، از جمله كمبود اكسیژن به طور طولانیمدت. بروز یك عفونت در مادر در زمان حاملگی، كه به جنین داخل رحم انتقال یابد؛ به خصوص سرخجه. مننژیت یا آنسفالیت در شیرخوارگی یا كودكی.