گمگشتگی
هرگونه احساس گمگشتگی را باید به پزشک اطلاع داد.
هرگونه احساس گمگشتگی را باید به پزشک اطلاع داد.
۱. تعداد نبض به کمتر از ۵۰ بار در دقیقه رسیده و در آن حد مانده است.
۲. سرگیجه، ضعف، غش، خستگی یا تنگی نفس هم وجود دارد.
۱. اگر لبها ناگهان کبود شوند و ضربان قلب بالا رود، عرق کنید یا به سرفه بیفتید، دچار تنگی نفس شوید، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
۲. اگر لبها و ناخنهای کودکتان کبود شود و سرفهٔ شدید، تب یا تنگی نفس دارد، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
۱. با اینکه اتاق خنک است شب عرق میکنید، مخصوصاً به صورت دورهای و نامنظم.
۲. عرق شبانه با تب، خستگی، ناراحتی، یا درد بدن همراه است
۳. گرفتاریهای خواب، مثل راه رفتن در خواب، کابوس دیدن، بینفسی، یا بیخوابی هم وجود دارد.
۱. در کنار احساس غش، تعداد نبض بیش از ۱۰۰ یا کمتر ۵۰ ضربان در دقیقه است.
۲. ضعیف بودن نبض با علائم نگرانکنندهٔ دیگری مثل غش، سرگیجه، ضعف، خستگی، عرق کردن، سختی تنفس، یا اضافه وزن همراه است.
۱. سردی دست یا پا مانع فعالیتهای عادی میشود.
۲. ورم و تغییر رنگ در انگشتان یا ورم مفاصل هم وجود دارد.
۳. زخمی بر روی انگشتان دست یا پا وجود دارد.
۱. احساس ضعف، خستگی، یا تنگی نفس وجود دارد.
۲. اگر رنگپریدگی ناگهانی و همراه با عرق، نبض تند، و تنگی نفس باشد، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
۱. هر درد قفسهٔ سینه را به پزشک اطلاع دهید.
۲. اگر درد شدید است و به شانهها، گردن، دستها یا آرواره منتشر میشود، یا همراه با سرگیجه، غش، عرق کردن، تهوع یا تنگی نفس است، آن را یک مورد اورژانس بدانید.
۱. خونمردگی زود و زیاد پیدا میشود.
۲. از بین رفتن خونمردگی بیش از یک هفته طول میکشد.
۳. خونمردگیهای بیدلیل بهطور ناگهانی زیاد میشود.
۱. در حالت عادی قلب بیش از ۱۰۰ بار در دقیقه میزند.
۲. تندی نبض ظرف پنج دقیقه بعد از ورزش شدید به اندازهٔ طبیعی برنمیگردد.
۳. اگر بدون ورزش یا اضطراب یا تنش روانی نبض نامنظم و بیش از ۱۰۰ ضربان در دقیقه است، فوراً به یک مرکز درمانی مراجعه کنید.
۱. اگر بدون هیچ فعالیتی ضربان قلب نامنظم و بیشتر از ۱۰۰شود، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
۲. تعداد ضربان قلب در هر دقیقه بین کمتر از ۵۰ و بیشتر از ۱۰۰ نوسان میکند.
۳. وجود ضربان های اضافی، کسری ضربان، حرکات اضافی قلب یا بهشدت زدن قلب چند بار در هفته احساس میشود.
هیپرلیپیدمی
hyperlipidemia
هیپرلیپیدمی عبارت است از بالابودن غلظت چربی خون. انواع افزایش چربی خون (نوع 1،2،3،4و5) براساس سطح انواع چربی در خون، و میزان بالاتر بودن آنها از حد طبیعی تعریف میشود. افزایش چربی خونی در هر سنی میتواند رخ دهد، اما در بزرگسالان شایعتر است. البته انواع مختلف افزایش چربی خون در سنین مختلف رخ میدهند.
علایم شایع:
۱. بزرگ شدن طحال و كبد (در بعضی از انواع)
۲. حلقههای سفیدرنگ در اطراف مردمك چشم (در بعضی از انواع)
۳. گرهكهای زرد رنگ چربی در پوست زیر چشمها، پوست ناحیه آرنج و زانو، و نیز در تاندونها
علل بیماری:
خون حاوی انواع مختلف چربی (لیپیدها) است كه با پروتئینهای خون تركیب میشوند و تشكیل لیپوپروتئینها را میدهند. لیپوپروتئینها انرژی تأمین میكنند و مواد اولیه برای ساخته شدن بعضی از بافتها و هورمونها را فراهم میآورند. لیپوپروتئینها حاوی كلسترول و تریگلیسرید هستند. كلسترول خون در لیپوپروتئینهای مختلف خون از جمله لیپوپروتئین پرچگال (HDL) ، لیپوپروتئین كم چگال (LDL) ، و لیپوپروتئین بسیار كم چگال (VLDL) پخش شده است. اگر میزان LDL (كلسترول بد) فراتر از حد طبیعی باشد، در دیواره رگها رسوب میكند و باعث آترواسكلروز میشود. HDL (كلسترول خوب) نقش محافظتی دارد، به این ترتیب كه از رسوب كلسترول بد جلوگیری میكند. هر كدام از انواع افزایش چربی خون ممكن است ارثی یا ثانویه به یك اختلال دیگر باشند.
هموفیلی
hemophilia

هموفیلی عبارت است یك نوع كمبود ارثی یكی از فاكتورهای انعقادی خون (فاكتور 8) كه منجر به وقوع خونریزیهای خطرناك میشود. این كمبود در یك نفر از هر ده هزار مرد وجود دارد و در همان اوایل كودكی خود را نشان میدهد.
علایم شایع:
۱. دردناك و متورم شدن مفاصل یا تورم در پا یا دست (خصوصاً زانو یا آرنج)
۲. خونمردگیهای مكرر
۳. خونریزی زیاد از بریدگیهای مختصر
۴. خونریزی خود به خودی از بینی
۵. وجود خون در ادرار
علل بیماری:
نقص ژنتیكی علت كمبود فاكتور 8 است. ژن فاكتور 8 روی كروموزم X قرار دارد و در صورتی كه مردی دچار هموفیلی باشد، این ژن در تنها كروموزوم X وی معیوب بوده و به تمام دخترانش ارث میرسد، اما چون پسرانش كروموزم Y را از وی به ارث میبرند، هیچ كدام از پسرانش از وی دچار هموفیلی نمیشوند. این در حالی است كه دختران وی همگی حامل ژن معیوب هستند. بعضی از پسران زنانی كه حامل ژن معیوب هستند ممكن است دچار هموفیلی شوند و بعضی از دختران زنانی كه حامل ژن معیوب هستند ممكن است حامل ژن هموفیلی شوند.
وریدهای واریسی
varicose veins
بیماری وریدهای واریسی عبارت است از اتساع و پیچخوردگی دایمی وریدها (معمولاً در پا). در بزرگسالان شایعتر است و میتواند وریدهای سطحی، عمقی و رابط بین وریدهای سطحی و عمقی را درگیر كند. وریدهای لبهای مهبل در طول بارداری و وریدهای اطراف مقعد (هموروئیدها) نیز ممكن است واریسی شوند.
علایم شایع:
وریدهای بزرگ، بدشكل، شبیه مار و كبود كه در حال ایستاده از زیر پوست قابل رؤیت هستند. بیشتر در پشت ساق یا داخل پا از مچ تا كشاله ران ظاهر میشوند. ناراحتی مبهم و درد در پاها بهویژه پس از ایستادن، خستگی.
علل بیماری:
وریدهای پاها در هر چند سانتیمتر دریچههایی یكطرفه دارند كه به بازگشت خون به قلب برخلاف نیروی جاذبه كمك میكنند. اگر دریچهها نشت كنند، فشار خون در وریدها مانع از تخلیه مناسب خون میگردد. دریچهها ممكن است به خاطر سابقه بیماری وریدی مثل ترومبوفلبیت، ایستادن طولانی یا فشار بر روی وریدهای لگن در اثر بارداری، تومورها یا مایعات شكم از كار بیفتند.
واكنش در اثر تزریق خون
blood transfusion reaction
واكنش در اثر تزریق خون عبارت است از علایمی كه در اثر تزریق خون آغاز میشوند. خون، رگهای خونی، كلیهها، قلب، پوست، دستگاه عصبی مركزی، و ریهها ممكن است در افزایش واكنش متأثر شوند.
علایم شایع:
كماهمیتتر: لرز و تب، كمر درد یا سایر دردها. كهیر و خارش پراهمیت: تخریب گلبولهای قرمز (همولیز) كه باعث تنگی نفس، سردرد شدید، درد قفسه سینه یا كمردرد، و وجود خون در ادرار.
علل بیماری:
تزریق خون با گروه خونی متفاوت از گروه خونی بیمار. امكان دارد این امر ناشی از اشتباه در تطابق دادن گروههای خونی قبل از تزریق، یا استفاده از خون كاملاً تطابق داده نشده در شرایط اورژانس باشد.
نشانگان مارفان
marfan syndrome
نشانگان مارفان یك اختلال ارثی نادر كه بافت همبند بدن را درگیر میسازد. این اختلال از ابتدای تولد وجود داشته و گاهی در نوزادان قابل تشخیص است. با این حال، علایم آن گاهی تا نوجوانی یا جوانی ظاهر نشده و شدت علایم نیز بسیار متغیر است. شیوع آن در خانمها و آقایان برابر است.
علایم شایع:
۱. قامت بلند و بدن لاغر و كشیده (طول اندامها نسبت به تنه نامتناسب است)
۲. انگشتان باریك و بلند (انگشتان عنكبوتی)
۳. شكل غیرطبیعی قفسه سینه
۴. بلندی قوس كام
۵. مفصل دوگانه؛ ضعف یا نرمی مفصل
۶. نارسایی دریچه آئورت؛ شكافت آئورت
۷. پرولاپس یا نارسایی دریچه میترال
۸. جابجایی عدسی چشم، معمولاً به سمت بالا
۹. نزدیكبینی
۱۰. جداشدگی شبكیه (ناشایع)
۱۱. گلوكوم (آب سیاه) و یا كاتاراكت (آب مروارید)
۱۲. كبود شدن آسان پوست (ناشایع)
۱۳. خونریزی بیش از حد معمول (ناشایع)
علل بیماری:
حدوداً در 85% موارد یك اختلال ارثی عامل آن است. ژن معیوب مسؤول این اختلال بر روی كروموزوم 15 قرار دارد. در سایر موارد، این اختلال خودبهخود و بدون علت شناخته شده رخ میدهد.
نامنظمی ضرباهنگ قلب (آریتمی)
heart rhythm irregularity

آریتمی عبارت است از وجود نامنظمی در ضرباهنگ ضربان قلب. در ایجاد این نامنظمی عضله قلب و رشتههای عصبی كه پیامهای لازم برای هماهنگی انقباضات عضله قلب را در قلب انتقال میدهند دخالت دارند و نامنظمیهای ضرباهنگ قلب میتوانند در هر سنی رخ دهند، اما در سنین بالاتر از 65 سال شیوع بیشتری دارند. البته تقریباً تمام افراد بزرگسال مقداری نامنظمی ضربان قلب دارند.
علایم شایع:
۱. تنگی نفس
۲. غش كردن یا ضعف ناگهانی
۳. غالباً بدون علامت است.
۴. احساس ضربان قلب. این حالت ربطی به نوع نامنظمی ندارد و ممكن است در اثر جا افتادن ضربان قلب؛ همیشه تند، كند یا نامنظم بودن آن؛ یا تغییر ناگهانی ضرباهنگ رخ دهد. تنگی نفس
علل بیماری:
۱. بیماری قلبی، مثل تب روماتیسمی؛ بیماری مادرزادی قلب؛ كاردیومیوپاتی؛ سابقه حمله قلبی؛ یا التهاب عضله قلب
۲. بیماریهای غدد درونریز، خصوصاً بیماریهای تیرویید و غدد فوقكلیوی
۳. اختلال آب و الكترولیت، خصوصاً خیلی كم یا خیلی زیاد بودن غلظت پتاسیم خون
۴. اثرات جانبی بعضی از داروها، خصوصاً دیژیتال، مسدودكنندههای بتا آدرنرژیك، داروهای محرك، و دیورتیكها (ادرارآورها)
۵. مصرف زیاده از حد بعضی از داروها و مواد، مثل ضدافسردگیها، ماریجوانا و كوكایین
۶. اثرات بعد از عمل جراحی قفسه سینه یا قلب
نارسایی احتقانی قلب
congestive heart failure

نارسایی احتقانی قلب عبارت است از عارضهای از بسیاری از بیماریهای جدی كه طی آن قلب مقداری از ظرفیت پمپ كردن كامل خود را از دست میدهد. بنابراین خون به داخل دیگر اعضاء، خصوصاً ریهها و كبد، پسزده میشود.
علایم شایع:
۱. تند یا نامنظم شدن ضربان قلب
۲. برجسته شدن سیاهرگهای گردن
۳. خستگی، ضعف یا غش
۴. سرفه (معمولاً خلطدار)
۵. كاهش فشار خون
۶. تورم شكم، پا و مچ پا
۷. بزرگ شدن كبد
۸. تنگی نفس، به خصوص هنگام فعالیت یا موقع صاف درازكشیدن روی تخت
علل بیماری:
۱. حمله قلبی؛ بیماری سرخرگهای قلب
۲. بیماری شدید ریهها، مثل آمفیرم
۳. كاردیومیوپاتی (بیماری عضله قلب)
۴. بیماری دریچههای قلب
۵. ندرتاً تومور قلب
۶. فشار خون بالا
۷. نامنظمیهای ضربان قلب
۸. پركاری تیرویید
۹. بیماری مادرزادی قلب
۱۰. كمخونی شدید
۱۱. عفونتهایی كه به عنوان عارضه یك بیماری زمینهای قلب رخ میدهند.
میوكاردیت
myocarditis

میوكاردیت التهاب عضله قلب (میوكارد،) كه معمولاً به صورت عارضهای از یك بیماری زمینهای، نظیر واكنشهای ایمنی بیش حساسیتی، آسیب، اشعهدرمانی، عفونت یا واكنشهای سمی نسبت به دارو بروز میكند.
علایم شایع:
۱. خستگی
۲. كوتاهی نفس
۳. نامنظمی ضربان قلب
۴. تب
۵. تورم پا و مچ پا
۶. برجستگی وردیهای گردنی
۷. ضربان قلب سریع، حتی در هنگام استراحت
۸. اختلال تنفس در حالت استراحت یا درازكش
علل بیماری:
۱. جراحی قلب
۲. تب روماتیمسی
۳. عفونتهای انگلی
۴. برخی داروها
۵. اشعهدرمانی برای سرطانهای قفسه سینه نظیر سرطان ریه یا پستان
۶. عفونتهای ویروسی، نظی سرخك، آنفلوانزا یا آدنوویروس عفونتهای باكتریایی، نظیر كزاز، سوزاك، تیفویید [حصبه ]، سل یا دیفتری.
میلوم متعدد
multiple myeloma
میلوم متعدد (میلوم پلاسماسل، مولتیپل میلوما) یك بدخیمی با منشأ پلاسماسلهای مغز استخوان. پلاسماسلها در حالت طبیعی تولیدكننده پادتنهایی هستند كه به تخریب میكروبها و محافظت در برابر عفومنت كمك میكنند. میلوم این عملكرد طبیعی را دچار اختلال كرده و بنابراین بدن قادر به مقابله مؤثر علیه عفونت نیست.
این بیماری میتواند مغز همه استخوانها را درگیر سازد ولی شایعترین مكانهای درگیری عبارتند از ران، كمر، لگن یا بالای بازو. این بیماری در مردان سنین 70-50 سال شایعتر است. یك مطالعه اخیر نشاندهنده ارتباط یك ویروس با میلوم متعدد بوده است.
علایم شایع:
۱. كاهش وزن
۲. علایم كمخونی نظیر ضعف، رنگ پریدگی، خستگی و تنگی نفس
۳. درد در استخوانهای درگیر. این درد شدید، ملالآور و عمیق است. اگر استخوان درگیر در اثر تخریب ناشی از تومور در خود فرو ریزد، درد به سایر نواحی بدن انتشار مییابد.
علل بیماری:
علت آن ناشناخته است. درد استخوانی از پلاسماسلهای غیرطبیعی سرطانی ناشی میشود. كمخونی در اثر آسیب گلبولهای قرمز خون و كاهش پلاكتها ایجاد میشود.
۱. سرفه یا خسخس سینه، خلط رنگی و تب و لرز همراه با احتقان وجود دارد.
۲. درد قفسه سینه، نامنظمی ضربان قلب، ورم قوزک پا، یا سابقهٔ بیماری قلبی وجود دارد.
۳. تنگی نفس یا اشکال در تنفس وجود دارد.
احتقان نشانهٔ چیست:
ششها پر از مایع هستند و راههای تنفسی گرفتهاند و هر تنفس تلاشی سخت برای رفع این گرفتگی است. احتقان در افراد مختلف متفاوت است. بعضی آن را به احساس فشار در ریهها میگویند، انگار نوار پهن محکمی به دور قفسهٔ سینه کشیدهاند. تنفس این افراد مشکل است یا حتی دچار تنگی نفس هستند. اگر شما نیز احتقان را چنین میدانید، احتمالاً دچار آسم هستید. در این صورت، سرفههای خشک میکنید و صدای خسخس نایژههای منقبض و متورم را در هنگام دم و بازدهم میشنوید.
این احتقان و احساس فشار نشانهٔ ناراحتی قلبی نیز میتواند باشد. چون قلب نمیتواند کار تلمبه کردن خون را درست انجام دهد، مایع در ششها جمع میشود. همراه با این علائم، تورم قوزک، تنگی نفس، از خواب پریدن شبانه در اثر سختی تنفس، درد قفسهٔ سینه با سرفه خلط از ریهٔ خود خارج میکنند.
اگر در مجرای نای خود احساس سوزش میکنید، احتمالاً دچار نوعی تحریک یا عفونت دستگاه تنفسی شدهاید. چیزی راه تنفس شما را تحریک به ترشح مایع مخاطی کرده است. ممکن است وجود مادهٔ تحریککنندهای در هوا، مثل آلودگی، گرد و خاک، گردهٔ گل، یا دود و مواد شیمیائی علت احتقان باشد. در اینصورت، احتقان با از بین رفتن عامل تحریک رفع میشود؛ ولی گاهی برطرف شدن آن شش تا هشت ساعت طول میکشد.
اگر احتقان در اثر عفونت باشد، خلط دفع شده در هنگام سرفه به رنگ زرد، سبز، یا قهوهای است. تب یا لرز هم عارض میشود و احساس ناخوشی میکنید. این عفونت ممکن است از یک سرماخوردگی خفیف تا برنشیت و سینه پهلوی شدید باشد. برنشیت نهفتهٔ مزمن یا آمفیزم هم ممکن است با یک عامل تحریک شعلهور شود.
۱. اگر در دوران آبستنی تورم ناگهانی در پاها یا هر جای دیگر روی دهد، فوراً به پزشک مراجعه کنید.
۲. تورم در دستها و پاها یا شکم بیش از یک هفته طول کشیده و با فشار دادن پوست جای آن تا مدتی میماند.
احتباس آب نشانهٔ چیست:
انگشتتان باد کرده است. برای در آوردن انگشتر باید به آن صابون بزنید. کش جوراب ساق پایتان خط انداخته است. زیپ پشت لباستان بسته نمیشود. و لمبرهایتان بزرگ شدهاند. همهٔ اینها علائمی هستند که احتمالاً بدن شما بیش از حد لازم آب در خود نگاه داشته است. این حالت را پرشکان خیز مینامند. سلولهای بدن بهطور طبیعی در دریائی از آب قرا دارند. در درون سلولها و بیرون آن مقدار زیادی آب وجود دارد. میزان این آب، هم درونی و هم بیرونی، توسط هورمون، سدیم، و کلیهها تنظیم میشود.
وقتی سدیم زیاد در بدن باشد، مثلاً در اثر خوردن غذاهای شور، نمک خون بیش از حد شده و برای رقیق شدن آن آب از سلولها بیرون میکشد. در این حال، تشنگی شما را وادار به نوشیدن آب بیشتر میکند. داروهای استروئیدی هم باعث پفکردن بدن میشود. این داروها کلیهها را وادار به نگاهداری سدیم در بدن میکنند.
بدن برخی افراد به دلیل نامعلومی آب را در خود نگاه میدارند. در این مورد، پفکردگی خودبهخود ایجاد شده و از بین میرود و ممکن است با تغییرات هورمونی مربوط باشد. این حالت هم مردان و هم زنان را گرفتار میکند. در زنان، معمولاً حدود یک هفته پیش از قاعدگی روی میدهد. در این هنگام، زیاد شدن هورمون استروژن باعث تولید آلدوسترون میشود که این هورمون مانع دفع آب از کلیهها گردیده و آب را در پستانها و شکم جمع میکند. وزن این زنان گاهی چند کیلو افزایش مییابد و گاهی نیز تغییر چندانی نمیکند. به هر حال لباسها کمی چسبان میشوند. احتباس آب در زنان یائسهای که برای درمان جایگزینی هورمون استروژن میخورند هم دیده میشود. گاهی در اواخر دوران آبستنی، پاها مانند دو کیسهٔ سنگین پر آب حس میشوند. چون بزرگ شدن شکم بر سیاهرگهائی که خون را از پاها به قلب بر میگردانند فشار آورده و باعث جمع شدن مایع در پاها میگردد.
در بعضی موارد، احتباس آب نشانهٔ چیز مهمتری است. اگر پوست کشیده باشد و اثر فشار انگشت بر آن گود بماند، احتمال بیماری قلب، کلیه، کبد، یا تیروئید وجود دارد.
لوسمی لنفوسیتی مزمن
leukemia chronic lymphocytic

لوسمی لنفوسیتی مزمن (CLL) سرطانی با رشد بسیار آهسته مربوط به اعضای خونساز در افراد سالمند است (در مردان بالای 50 سال شایعتر است). حدود 13 قربانیان لوسمی دارای این نوع لوسمی هستند. این بیماری اغلب در طی آزمایش خون معمول انجام شده برای سایر بیماریها بهطور اتفاقی كشف میشود.
علایم شایع:
۱. خستگی و ضعف عمومی
۲. كمخونی خفیف تا متوسط
۳. گرههای لنفاوی بزرگ شده و سفت
۴. كاهش وزن بدون علل معمول
۵. بزرگی طحال و كبد
۶. حساس شدن نسبت به عفونتها
۷. گرههای پوستی (گاهی)
۸. ضعف ناتوانكننده
۹. ناتوانی در مقابله با عفونتهای باكتریایی، ویروسی یا قارچی
علل بیماری:
نامشخص. بررسیهای تشخیصی نشاندهنده تكثیر لنفوسیتها (نوعی از سلولهای سفید خون) میباشد. برخلاف بعضی انواع لوسمی، تماس بیش از حد با اشعه بهنظر نمیرسد عامل زمینهسازی برای لوسمی لنفوسیتی مزمن باشد.
لوسمی حاد
leukemia acute

لوسمی حاد یكی از سرطانهای مربوط به سلولهای سفید خون در مغز استخوان یا بافتهای مربوط به دستگاه لنفاوی (غدد لنفاوی، طحال، كبد). این سلولهای تكثیریافته داخل بافت تجمعیافته، به داخل جریان خون ریخته و در نهایت سایر بافتها را درگیر میسازند.
انواع شایع لوسمی عبارتند از: لوسمی لنفوسیتی حاد ( ALL كه به ویژه در كودكان شایعتر است)، لوسمی میلوسیتی حاد (AML) و لوسمی غیرلنفوسیتی حاد (ANLL) . لوسمی حاد شایعترین نوع سرطان در كودكان است: این بیماری در هر دو جنس و در هر سنی بروز میكند ولی در جنس مذكر شایعتر است. بیشترین میزان بروز لوسمی لنفوسیتی حاد بین سنین 5-2 سال رخ میدهد.
علایم شایع:
۱. تب خفیف
۲. خستگی
۳. رنگپریدگی پیشرونده؛ احساس ناخوشی عمومی
۴. بزرگی طحال و درد شكم
۵. حساس شدن به عفونتها، به ویژه پنومونی(ذاتالریه)
۶. عفونتهای دهانی به صورت زخم و درد دهان
۷. سردرد و خوابآلودگی، در صورت درگیری پردههای مغزی (مننژ)
۸. كبودشدگی آسان پوست و خونریزی خودبهخودی (خونریزی بینی، خونریزی لثه، یا طولانی شدن مدت قاعدگی در خانمها)
علل بیماری:
علت دقیق آن نامعلوم است، ولی عوامل مستعدكننده احتمالی بسیاری وجود دارد.
كمخونی هِمولیتیك
anemia hemolytic
كمخونی هِمولیتیك عبارت است از تخریب زودتر از موعد گلبولهای قرمز بالغ. در این حالت مغز استخوان قادر نیست با سرعت كافی گلبولهای قرمز جدید تولید كند تا جایگزین گلبولهای قرمز تخریب شده شوند. هِمولیز لفظی است كه برای تخریب گلبولهای قرمز به كار میرود.
علایم شایع:
۱. خستگی
۲. حالت تنگی نفس
۳. ضربان قلب نامنظم
۴. بزرگ شدن طحال
۵. زردی (زرد شدن پوست و چشمها، تیرشدن رنگ ادرار)
علل بیماری:
۱. اغلب علت ناشناخته است.
۲. مصرف برخی داروها، از جمله بعضی داروها بدون نسخه، كه باعث آسیب به گلبولهای قرمز میشوند.
۳. گاهی در بدن پادتنهایی كه برای مبارزه با عفونت تولید میشوند، به علت نامعلومی به گلبولهای قرمز حمله میكنند. این واكنش گاهی به دنبال تزریق خون آغاز میشود.
۴. بیماریهای ارثی مثل اسفروسیتوز ارثی، كمبود آنزیم گلوكز ـ 6 ـ فسفات دهیدروژناز (G6PD) ، كمخونی فقر آهن، یا تالاسمی فاویسم یك نوع كمخونی همولیتیك است كه به دنبال خوردن باقلا رخ میدهد. در بعضی افراد، به خصوص یونانی الاصلها، شایع است. این بیماری به علت نقص زیست شیمیایی ارثی روی میدهد.
كمخونی وخیم
anemia pernicious
كم خونی وخیم ( كم خونی ناشی از كمبود ویتامین ب 12) عبارت است از كمخونی ناشی از جذب ناكافی ویتامین ب12 (كوبالامین). ویتامین ب12 تنها در غذاهای با منشای حیوانی یافت میشود، مثل گوشت، ماهی، و لبنیات. این نوع كمخونی اغلب در افراد 60-50 ساله روی میدهد. علایم كمخونی وخیم به آهستگی و به طور نامحسوس ظاهر میشوند و ممكن است بلافاصله تشخیص داده نشوند.
علایم شایع:
۱. ضعف، به خصوص در بازوها و پاها
۲. زبان دردناك
۳. تهوع، بیاشتهایی، و كاهش وزن
۴. خونریزی از لثهها
۵. كرختی و احساس سوزن سوزن شدن در دستها و پاها
۶. مشكل در تعادل
۷. لبها، زبان و لثههای رنگ پریده
۸. زردی چشمها و پوست
۹. افسردگی
۱۰. گیجی و منگی، و زوال عقل
۱۱. سردرد
۱۲. مشكل در حافظه
۱۳. وزوز گوش
علل بیماری:
فقدان مادهای به نام «فاكتور داخلی» كه جذب ویتامین ب12 را ممكن میسازد. این ماده از مخاط معده ترشح میشود. علت فقدان «فاكتور داخلی» معلوم نیست، اما امكان دارد یك نقص ارثی یا اختلال خودایمنی باشد. كاهش ترشح اسید معده، به خصوص بعد از جراحی معده، یا همراه با فقدان «فاكتور داخلی». اسید معده نیز برای جذب ویتامین ب12 ضروری است.
كمخونی ناشی از كمبود اسیدفولیك
anemia folic acid deficiency
كمخونی ناشی از كمبود اسیدفولیك عبارت است از كمخونی ناشی از كمبود اسیدفولیك. این نوع كمخونی اغلب همراه با كمخونی فقر آهن رخ میدهد.
علایم شایع:
۱. خستگی و ضعف
۲. زبان سرخ و دردناك
۳. رنگ پریدگی
۴. حالت تنگی نفس
۵. تهوع، استفراغ و اسهال (نادر)
علل بیماری:
۱. به عنوان عارضهای به هنگام بارداری، توجه داشته باشید كه بدن یك خانم باردار 8 برابر بیشتر از حد معمول به اسیدفولیك نیاز دارد.
۲. دریافت یا جذب ناكافی غذاهای حاوی مقادیر زیاد اسیدفولیك، مثلاً گوشت، مرغ، ماهی، پنیر، شیر، تخممرغ، سبزیجات سبزرنگ، قارچ و مخمر.
۳. الكلیسم
۴. پختن بیش از اندازه غذا، كه باعث تخریب اسیدفولیك میشود.
۵. كمبود ویتامین ـ ب12 یا ویتامین ـ ث
كمخونی سلول داسیشكل
sickle cell anemia and sickle cell trait
كمخونی سلول داسیشكل یك اختلال خونی ارثی كه باعث كمخونی، حملات درد شدید، كاهش مقاومت بدن نسبت به عفونت و وضعیت نامطلوب سلامت بهطور مزمن میگردد. این بیماری سرطانی نیست. این اختلال مغز استخوان، غدد لنفاوی طحال، كبد و تیموس را درگیر میسازد، معمولاً حوالی 6 ماهگی بارز شده و در تمام طول زندگی تداوم مییابد.
علایم شایع:
۱. كمخونی با علایم كوتاهی نفس، تُندی ضربان قلب، خستگی و یرقان ( زردی)
۲. حملات درد مفاصل ـ قفسه سینه، شكم و پشت
۳. عفونتهای مكرر، بهویژه پنومونی (ذاتالریه)
۴. اختلال عصبی
۵. تأخیر رشد و نمو
۶. زخمهای پوستی، بهویژه در ناحیه ساقها
علل بیماری:
این بیماری یك اختلال ارثی است. گلبولهای قرمز این بیماران حاوی یك نوع غیرطبیعی هموگلوبین بهنام هموگلوبین S هستند. افراد دارای هموگلوبین S ممكن است این خصوصیت ارثی را به فرزندان خود منتقل سازند. گلبولهای قرمز حاوی این هموگلوبین از شكل طبیعی گرد بهصورت داسیشكل تغییر مییابند كه در مویرگها گیر كرده و باعث انسداد میشوند. كاهش میزان اكسیژن بافتها تا حدی مسؤول این تغییر شكل است. همین تغییر است كه در جریان حملات درد و ناتوانی (حملات داسی) رخ میدهد. این بیماری اغلب در سیاهپوستان دیده میشود.
كاردیومیوپاتی
cardiomyopathy
كاردیومیوپاتی عبارت از یك اختلال التهابی عضله قلب. در نتیجه، عضله قلب ضعیف میشود و نمیتواند خون را به نحوه مؤثری پمپ كند. مختل شدن كار قلب نهایتاً ریهها، كبد و دستگاه گردش خون را متأثر میسازد. این اختلال در مردان شایعتر است.
علایم شایع:
۱. تندشدن یا نامنظم شدن ضربان قلب
۲. تنگی نفس به هنگام فعالیت
۳. تورم پا و مچ پا
۴. خستگی
۵. سرفه همراه با خلط خونی كفدار
۶. از دست دادن اشتها
۷. از دست دادن میل جنسی
علل بیماری:
۱. ناشناخته
۲. استرس
۳. كمخونی شدید
۴. عفونت ویروسی عضله قلب
۵. مراحل انتهایی بیماری سرخرگهای قلب
۶. کمبود تغذیهای، به خصوص ویتامین ب1 (ویتامین)
۷. كمبود مواد معدنی، به خصوص پتاسیم
۸. جایگزین شدن بافت چربی به جای فیبرهای عضله قلب
۹. هموكروماتوز (تجمع بیش از حد آهن در كبد، لوزالعمده، پوست)
۱۰. آتاكسی فریدریش (یك نوع بیماری عصبی ارثی)
۱۱. رسوب ماده آمیلوییدی (یك ماده پروتئینی غیرطبیعی كه در بافتها رسوب میكند) به علت سایر اختلالات