زهرا علیهاالسلام ؛ ای کوثر خدا؛ ای ادامه نبی صلی الله علیه و آله وسلم ؛ ای همتای علی علیه السلام ؛ ای مشکاة خدا؛ ای مصباح هُدا؛ ای «و الشمس و الضحی»؛ ای معنی جمال؛ ای تفسیر جلال؛ ای تاویل کمال؛ ای واژه وفا؛ ای آیه صفا؛ ای سوره «هل اتی»؛ ای خورشید رسالت؛ ای قمر ولایت؛ ای زهره هدایت؛... بر ما ببخشای، از خانه گِلی تو شنیدیم اما از رنج قرن ها بلوغ بیداری، و راز کوفتنِ دَرْکوب هایت هرگز. وصف تو گفتیم ـ و چه بی رمق ـ که بلندای خورشید را، در عاریت ماه تمنّا کردیم.

ای ایّوب بلاها؛ ای یعقوب فراق ها؛ ای یوسف جغاها؛ ای کوه پر ابهت؛ ای جاری محبّت؛ ای چشمه طهارت؛ ای اسوه خدایی؛ ای جلوه الهی؛ ای عشق کبریایی؛... ای آفتاب سفر کرده، من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها هنوز به گوش می رسد شنیدم. ...من در جغرافیای خانه گلی تو، تاریخ های تاریخ را دیدم. من در ناله های تو بر زمینِ از دست رفته ات، طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت قیام طوفان را دیدم...

من اشک های تو را بر کوبه های کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم. خط تو را که بر پوست هر ستاره، غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم. من نشان کبودین تو را از قافله هایی که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم.... این شعله های عشق توست که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند. در حجم نگاه تو افق هم رنگ می باخت. سبزی این سال ها هنوز وام دار آن نگاه بلندی است که از قله ناپیدای تو سر زد. من با نوای آشنای تو از قناعت انجمادها و از پس کوچه های حقیر خلافت ها رهیدم... اوج تسلیت تو را آن جا که مردِ راه را پای انداخت شناختم. من در خاموشی قبرت تابش هزاران خورشید را دیدم. اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟ هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد...