•   بیماری‌های قابل درمان با هومیوپاتی

هومیوپاتی یک طب کامل می‌باشد و تقریباً برای اکثر قریب به اتفاق بیماری‌های رایج راه حل درمانی دارد از بیماری‌های جسمی همچون سردرد کمر دردها دردهای مزمن مشکلات گوارشی تنفسی روماتیسمی بیماری‌های با منشا هورمونی و پوستی تا بیماری‌های روان همچون افسردگی‌ها اظطراب‌ها ترس‌ها و حتی رفتارها و عادات ناپسند.

اما باید توجه نمود که در هومیوپاتی هر بیمار برای درمان شدن باید به دقت تشخیص داده شود امری که همیشه رخ نمی‌دهد پزشکان هومیوپات مجرب در برخورد با بیماری‌های مختلف موفقیتی بیش از ۶۰% موارد دارند که بسته به علم و تجربه هومیوپات و نوع و شدت بیماری و اینکه در چه مرحله‌ای از بیماری مراجعه نموده‌اند متفاوت خواهد بود در کل اکثر بیماران می‌توانند به درمانی کامل برسند بدون آنکه نیاز باشد تا آخر عمر از داروهای شیمیایی برای کاهش آلام خود استفاده کنند.

طب هومیوپاتی برای تمام سنین قابل توصیه می‌باشد بطوریکه از نوزادان تا افراد کهنسال می‌توانند از درمان هومیوپاتی منتفع شوند.

نمونه ای از بیماری‌هایی که از طریق هومیوپاتی می‌توان به درمان قطعی رسید در ذیل ارائه می‌شود .

پوست: جوش‌های صورت و بدن (مقاوم به داروهای شیمیایی). پسو ریازیس، خارش، کهیر، …

گوش و حلق و بینی: آلرژی فصلی، زخم و آفت‌های مکرر دهان، بدبویی مزمن دهان، سینوزیت مزمن، ترشحات پشت حلق دائم، صدا‌های اضافه در گوش، کاهش شنوائی، گرفتگی‌های مزمن بینی

سر و گردن: سر دردهای مزمن، میگرن، احساس‌های خاص در سر (سنگینی، بزرگی، سوزش، …)

سینه و قلب: دردهای مزمن، طپش قلب، دردهای قلبی، مشکلات قلبی مقاوم به درمان، سرفه‌های مزمن، نفس تنگی، آسم

گوارش:درد و زخم معده، نفخ معده و روده، یبوست و یا اسهال‌های مزمن، تهوع و استفراغ‌های مکرر (مانند دوران بارداری و …

اعضا بدن: دردهای مزمن در دست و پا، روماتیسم، سرد یا داغ بودن غیر طبیعی دست و پا، عرق زیاد و غیر طبیعی در کف دست و پا، خواب رفتن دست و پا، کمر دردها، درد سیاتیکی، فلجی‌ها

زنان: دردهای قائدگی شدید، مشکلات جنسی، خونریزی‌های زیاد، عفونت‌های زنانگی مزمن و مکرر

اعصاب و روحیه: افسردگی‌ها، اضطراب‌ها، ترس‌ها، اخلاق و عادات نامناسب، عصبانیت‌های شدید و سریع، فراموشکاری، آزردگی از افکار گذشته یا حال، تیک عصبی، خجالتی بودن، …

تومورها، سرطان‌ها (با توجه به شرایط بیمار)، پارکینسون، ام اس، بیماری‌هایی که در پزشکی کلاسیک حتی اسمی ندارند!

لیست فوق تنها نمونه‌ای از قدرت عمل هومیوپاتی می‌باشد و شاید بهتر باشد بیماری‌های خاصی در این زمینه نام برده نشود

اما در تمام موارد فوق رسیدن به تشخیص هومیوپاتی شرط اول درمان است چرا که یک هومیوپات بایستی با دقت بسیار علائم مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهد و تنها با یک دارو بیمار را به شفا برساند که در عمل این مسئله به فاکتور‌هایی بستگی دارد همچون: همکاری کامل بیمار در دادن شرح حال (حتی ریزترین مسائل) و عدم مخفی کردن خصوصیات جسمی و اخلاقی، دقت و تجربه و علم بالای هومیوپات …

فراهم شدن شرایط فوق در صد موفقیت را بسیار بالا می‌برد.

البته در مورد بیمارانی نیز که داروهای بسیار استفاده می‌کنند (به خصوص داروهای کورتون دار نظیر پردنیزولون، دگزامتازون، …)روند درمان سخت می‌شود که باید بسته به شرایط اقدام به درمان نمود (مشورت قبلی با هومیوپات)

•   خصوصیات پزشک هومیوپات

پزشکان هومیوپات افرادی هستند که بعد از پایان دوره عمومی پزشکی دوره هومیوپاتی (حداقل دو ساله) را طی نموده اند و علاوه بر تبحر کافی بر پزشکی رایج از علم و تجربه کافی در زمینه طب هومیوپاتی برخوردارند. متاسفانه بعضی از افراد بدون داشتن تحصیلات لازم و طی دوره‌های آموزشی کافی مبادرت به درمان می‌نمایند که نتایج ضعیف درمانی این عده گاه به کل جامعه هومیوپاتی منتسب می‌شود.

•   مصاحبه و مشاوره هومیوپاتی

نحوه مصاحبه هومیوپاتی کاملاً متفاوت از ویزیت پزشکی رایج می‌باشد. دانستن تفاوت‌های موجود توسط بیمار می‌تواند در نتیجه نهایی درمان بسیار موثر باشد چرا که دریک جلسه مشاوره و ویزیت هومیوپاتی اطلاعات زیادی بایستی ثبت شود و عدم آشنایی بیمار با این سوال‌ها با توجه به وقت محدود می‌تواند تشخیص را با مشکل روبرو کند. مهم‌ترین عامل عدم توفیق در درمان هومیوپاتی را عدم توضیحات کافی از جانب بیمار می‌باشد.

در ابتدا باید یاد آوری کنم که هومیوپاتی یک طب کل‌نگر می‌باشد و این به معنای آن است که تمام خصوصیات و دردهای ظاهراً بی‌ربط با یکدیگر در یک فرد بیمار به احتمال زیاد جزئی از بیماری اصلی می‌باشند و بنابر این ذکر آن‌ها بسیار مهم است بخصوص اگر همزمانی خاصی با شروع درد اصلی داشته باشند؛ مثلا از دوسال قبل که سر درد شروع شده تقریبا از همان زمان هم دچار نفخ شکم شده است. همچنین ذکر اتفاقات مهم زندگی که با فاصله کم قبل و یا همزمان با بیماری اصلی رخ داده است بسیار مهم می‌باشد این رخدادها می‌تواند شامل شکست عاطفی، شکست کاری، فوت عزیزان، ازدواج، طلاق، شوک ناگهانی ناشی از ترس یا خبر بد، جراحی، تغییر محیط زندگی یا کار، … باشد.

هر درد یا ناراحتی در هومیوپاتی بایستی با ذکر خصوصیات درد بیان شوند یعنی آن درد یا ناراحتی آیا در زمان‌ها (روز، ساعت …) خاصی پیش می‌آید؟

با چه عواملی درد بهتر یا بدتر می‌شود؟ (راه رفتن، دراز کشیدن، سرما، گرما، صدا، بوها، فشار دادن محل ناراحتی و …)

کیفیت درد‌ها اهمیت دارد. مثلاً سوزشی، فشار دهنده، مانند فرو رفتن جسم تیز، احساس خرد شدن یا شکستن و …

بنابراین بایستی بیمار در مورد خصوصیات ناراحتی‌هایش بسیار دقیق باشد.

از طرف دیگر علائمی برای پزشک هومیوپات ارزش دارند که بطور مستمر و یا متناوباً تکرار شوند و علائمی که به ندرت و یا در اثر عوامل مشخص دیگری ایجاد شده باشند اهمیت چندانی ندارند مثلاً در فردی که روماتیسم دارد ممکن است فراموش کند که درد زانوی راست بعد از ضربه شدید به زانو ایجاد شده است و ربطی به درد مفاصل دیگر ندارد.

بیان خصوصیات روحی و عصبی جایگاه ویژه‌ای در درمان هومیوپاتی دارند هرچند که بیمار تنها برای یک درد جسمی نزد هومیوپات آمده باشد. مهمترین قسمت در اینجا زمانی است که بیمار به دلایل گوناگون واقعیات روحی و عاطفی و عصبی خود را بیان نکند (به علت: خجالت، بی اهمیت دانستن موضوع، فراموش کردن موضوع، عدم اعتماد به پزشک و ….) باید این نکته را یادآوری نمایم که تمام گفته‌های بیمار جزو اسرار وی بوده و به هیچ وجه در جایی بازگو نخواهد شد و حفظ اسرار نزد پزشکان هومیوپات بسیار اهمیت دارد.

اکثر مواقع بیماران در مقابل این سؤال هومیوپات که چه خصوصیات اخلاقی دارید؟؛ کاملاً گیج می‌شوند. شاید بهتر باشد قبل از مراجعه نزد هومیوپات ابتدا در مورد خصوصیات اخلاقی و روحی خود صادقانه با خودتان مشورت کنید!

باید توجه داشته باشید که تاریخچه بیماری شما تا آنجایی برای هومیوپات اهمیت دارد که شامل علائم بیماری شما باشد و تنها نام تشخیص قطعی بیماری شما (توسط چند پزشک) ارزش دارد بیان سفرنامه بیمار از یک پزشک به پزشک دیگر گرچه شاید برای تسلی خاطر بیمار مفید باشد، اما در تشخیص هومیوپاتی نقش مثبت نخواهد داشت اصولاً تمام بیمارانی که نزد هومیوپات می‌آیند قبل از آن به تعداد زیادی پزشک رایج و انواع متخصص‌ها مراجعه نموده‌اند که ذکر تمام آن‌ها (با جزئیات) فایده‌ای برای درمان آن‌ها ندارد.

پزشک هومیوپات بایستی از داروهایی که بخصوص در حال حاضر استفاده می‌کنید آگاه شود تا با صلاحدید وی تا جای ممکن داروها قطع یا کاهش یابند عکس رادیولوژی و آزمایشات خود را حتی المقدور با خود داشته باشید گرچه که برخلاف پزشکی رایج این آزمایشات نقش زیادی در تشخیص هومیوپاتی و درمان ندارند فقط گاهی می‌توانند نکاتی را کمک کنند اصولا در هومیوپاتی ما با خود بیمار در تعامل هستیم و خصوصیات و علائم کلیدی بیمار را با هیچ آزمایشی نمی‌توان پی برد مگر بیان خود بیمار. در مورد خصوصیات اخلاقی نیز بهتر است فرد دیگری که آشنایی کامل با روحیات و خلقیات وی دارد بطور جداگانه مورد مصاحبه قرار گیرد.

در ضمن مشاوره هومیوپاتی تا جای ممکن بطور انفرادی انجام می‌شود تا بیمار به علت رازداری از گفتن مطالب کلیدی امتناع نکند. گاه بیماران در ابتدا خواهان حضور همراه می‌شوند اما در ادامه متوجه می‌شوند که به بسیاری از سؤالات پزشک هومیوپات به علت حضور همراه قادر به پاسخگویی نیستند هرچند که وی بسیار صمیمی باشد.

در انتها باید این اصل را در نظر بگیرید که در درمان هومیوپاتی نتیجه درمان تا حد زیادی به همکاری متقابل بیمار و هومیوپات وابسته است و بیماران در امر درمان نقش فعالی دارند و برخورد انفعالی (پاسخ ندادن به سؤالات و یا پاسخ‌های کوتاه و کلی) در نهایت به ضرر بیمار تمام خواهد شد هر بیمار نزد هومیوپات همچون معمایی است که باید رمز آن را کشف کند خصوصیات بیمار کدهای رمز آن می‌باشند که اگر به درستی پیدا شوند درمان قطعی همچون معجزه‌ای به حقیقت می‌رسد. معجزه‌ای که پزشکان هومیوپات هر روزه شاهد آن هستند.

•    هومیوپاتی و کودکان

بسیاری از کسانی که در ابتدا با هومیوپاتی آشنا می‌شوند این سؤال را می‌پرسند که آیا کودکان را هم می‌توان با هومیوپاتی معالجه نمود . این سؤال از آنجا ناشی می‌شود که این افراد هنوز به درستی هومیوپاتی را نشناخته و از عوارض احتمالی آن برای کودکان بیم دارند. اما حقیقت آن است که نه تنها کودکان نیز می‌توانند با این روش درمان شوند که شاید برای کودکان این درمان بسیار سودمند تر از بزرگسالان است!

بیماری‌های مزمن در حقیقت اختلالاتی هستند که با توجه به نقاط ضعف جسمی و یا روانی بیمار و حتی ژنتیکی اجازه بروز پیدا می‌کنند و بنابراین شروع آن‌ها در بسیاری از موارد در کودکی می‌باشد. از طرف دیگر کودکان به خصوص در سنین پایینتر بسیار مستعدتر به ابتلا بیماری‌ها هستند. اگر بدن (سیستم ایمنی و حیاتی بیمار) نتواند در قدم اول بر بیماری (شروع بیماری) غلبه کند آنگاه با مزمن شدن بیماری همراه با رشد فرد بیماری نیز رشد می‌کند و ایجاد اختلال دائم (یا ادواری) مانع رشد جسمی و روانی کودک می‌شود.

تعداد بیشماری از بیماری‌ها (به خصوص روانی) ریشه در ناملایمات دوران کودکی دارد. حوادث یا مسائل مختلف جسمی عاطفی در این دوران همچون زخم‌هایی در وجود کودک باقی مانده و همراه با رشد وی بزرگ می‌شوند و اغلب در ظاهر شکل دیگری به خود می‌گیرند مثلاً بیقراری و خرابکاری در یک کودک در سنین بالاتر خود را به صورت افسردگی و یا … نشان می‌دهد.

با درمان هومیوپاتی می‌توان در همان ابتدای کار و قبل از آنکه بیماری رشد کند آن‌ها را درمان نمود تا کودک بتواند از بهترین دوران عمر خود به خوبی استفاده کرده و لذت ببرد. این ناملایمات جسمی و روانی در صورت حل نشدن می‌توانند زندگی و آینده فرد را به کل تغییر دهند مانند: ایجاد افت تحصیلی، ممانعت از داشتن ارتباطات لازم اجتماعی (نداشتن اعتماد به نفس، خجالت، ایجاد تصویر ذهنی بد در نزد دیگران)، انتخاب‌های غلط در کار، تحصیل و ازدواج (به علت نداشتن اعتماد به نفس لازم و عدم قدرت تصمیم گیری و یا طرد خانوادگی یا اجتماعی ناشی از کمبودهای جسمی و روانی)، …

داشتن یک زیر بنای محکم و اصلاح کژی‌های جسمی و روحی می‌تواند زندگی انسان را به گونه ای مثبت رقم بزند.

در موارد بسیاری بیماری‌های مزمن شخصیت‌های نامتعادل و رفتارهای زشت در کودکان ریشه در وراثت آن‌ها دارد که از طریق هومیوپاتی می‌توان آن‌ها را برطرف یا حتی المقدور تعدیل نمود . نافرمانی یک کودک ۱۰ ساله می‌تواند به یک شورش واقعی در سنین بالا ختم شود .

به علت ساده‌تر بودن بیماری‌های مزمن در کودکان حتی می‌توان گفت درمان درآن‌ها راحت‌تر نیز می‌باشد.

کودکان بعد از درمان هومیوپاتی معمولاً به آسانی دچار بیماری‌ها نمی‌شوند (سرماخوردگی، انواع عفونت‌ها و …)و از نظر درسی و اخلاقی تغییرات قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کنند.

در هومیوپاتی بصورت پیشگیری (واکسیناسیون) به نوزدان داروی هومیوپاتی داده می‌شود که براساس تحقیقات بسیاری که انجام شده است این کودکان از سلامت و رشد بهتری نسبت به همسالان خود برخوردار می‌شوند و تفاوت آن‌ها با فرزندان دیگر توسط والدین کاملا احساس می‌شود.

در نهایت باید گفت که همانند بزرگسالان این درمان هیچگونه عوارضی برای کودکان ندارد

•  میزان موفقیت در هومیوپاتی

شاید اولین سؤالی که برای یک بیمار در مراجعه به هومیوپات مطرح می‌شود میزان موفقیت و احتمال بهبودی وی است.

بصورت یک اصل می‌توان گفت که هر بیماری که نیروی حیاتی وی از بین نرفته باشد می‌تواند از هومیوپاتی انتظار بهبودی داشته باشد. در حقیقت با توجه به اینکه هومیوپاتی با تحریک سیستم ایمنی بدن عمل می‌کند اگر سیستم ایمنی و کلا ساختار بدن دچار نابودی مفرط و غیر قابل برگشت شده باشد امید به بهبودی به شدت کاهش می‌یابد مانند مراحل انتهایی سرطان، و یا بیمارانی که عضو یا اعضایی‌از بدن را از دست داده اند و به عبارتی ناقص شده اند (کلیه، کبد (که تشخیص آن وابسته به نظر پزشک هومیوپات است گرچه در این موارد هم از طریق هومیوپاتی می‌توان با کاهش دردها و ایجاد آرامش و کاستن از داروهای شیمیایی عملاً به بیمار کمک بسیار می‌توان کرد، اما در عمل موانع دیگری نیز ممکن است پیش بیاید که البته قابل برطرف نمودن هستند .

همانطور که در فصل مصاحبه هومیوپاتی ذکر شد نحوه گرفتن اطلاعات مربوط به بیماری اهمیت زیادی دارد و هر عاملی که در آن اختلال ایجاد کند باعث کاهش درصد موفقیت می‌شود و بیمار بایستی تمامی نکات مربوط و بعضا غیر مربوط از نظر خودش را صادقانه عنوان کند تا هومیوپات به نزدیک‌ترین تشخیص برسد. مشکل زبان، گویش‌های متفاوت، خجالت کشیدن از گفتن واقعیات، بی‌اعتمادی به پزشک هومیوپات، کم حرف بودن ذاتی بیمار، حضور اطرافیان بیمار در مصاحبه، و عدم آشنایی کافی بیمار از آنچه که هومیوپات باید بداند .همگی باعث کاهش موفقیت می‌شوند چه بسیار پیش می‌آید که بیمار به علل فوق مطلبی را در جلسات اول نمی‌گوید و بعد از گذشت چندین جلسه ناموفق(یا بهبودی کم با گفتن نکات کلیدی در تشخیص تازه به درمان کامل می‌رسد که این امر باعث طولانی شدن درمانش شده است .

داروهای شیمیایی: در بسیاری از بیماران به علت درمان آلوپاتی بیمار در حال مصرف داروهای شیمیایی می‌باشد در این حال هومیوپات بایستی تا جای ممکن این داروها را قطع و یا کاهش دهد چرا که با درمان هومیوپاتی ایجاد اختلال می‌کند در مواردی که داروها مسکن هستند و بیمار وابستگی حیاتی به دارو ندارد (انواع ضد دردها، داروهای اعصاب و … عموماً از ابتدا قطع می‌شوند ولی در مواردی که بیمار به شدت وابسته به دارو شده و قطع آن می‌تواند خطرناک و یا غیر قابل تحمل باشد ناچار درمان هومیوپاتی همزمان با داروی شیمیایی شروع می‌شود (داروهای فشار خون، داروهای قلبی، تشنج، آسم) تا با نتیجه گیری تدریجی بتوان داروی شیمیایی را کاهش و در نهایت قطع نمود در این حال واضح است که موفقیت درمان کاهش و طول درمان افزایش می‌یابد.

در نظر بگیرید که مصرف داروی هومیوپاتی مانند یک موسیقی ملایم باشد که فقط در صورت شنیده شدن اثر میکند در این حال اگر سر و صدای دیگری در محیط باشد مطمئنا مانع از شنیده شدن موسیقی ملایم می‌شود هر چند که شنیده شدن نیز غیر ممکن نیست گاهی بیماران تصور می‌کنند که با وجود مصرف داروهای شیمیایی که به شدت به آن وابسته هستند امکان درمان هومیوپاتی وجود ندارد اما با ید گفت علی رغم سخت‌تر شدن درمان می‌توان با نظر پزشک معالج درمان را شروع کرد و در نهایت نتیجه گرفت.
نکته مهم دیگر اینکه به دلایل مختلف ممکن است پزشک هومیوپات در جلسه اول درمان به نتیجه نرسد و در دفعات بعد با کامل کردن اطلاعات به تشخیص درست برسد و لذا بیمار نباید با اولین نتیجه منفی از هومیوپاتی ناامید شود و گاهی نیز ممکن است مانند هر پزشک دیگری پزشک هومیوپات شما به تشخیص نرسد، در این هنگام معمولاً هومیوپات‌ها نظر مشورتی خود را در مورد بیماران از یک‌دیگر می‌پرسند. همان گونه که با شکست درمانی مثلا در درمان بیماری استخوان توسط یک ارتوپد نمی‌توان ارتوپدی را زیر سؤال برد همانگونه نیز نمی‌توان به صرف شکست درمانی بیمارانی معدود، کل هومیوپاتی را بی‌اعتبار دانست چه بسا با مراجعه به پزشک هومیوپات دیگری مسأله به آسانی حل شود.

انتظار درمان در نزد بیماران نیز نکته مهم دیگریست که گاه به اشتباه شکست درمانی تلقی می‌شود. در واقع بسیاری از بیماری‌ها با توجه به سیر کند شکل گیری آن‌ها مدت طولانی برای حصول به درمان نیاز دارند و گاه شروع اثر درمانی حتی چند هفته بعد شروع می‌شود و یا به کندی و در ابتدا به شکل نامحسوس است که همین امر باعث می‌شود تا بیمار از درمان ناامید شود .بارها برای من پیش آمده که برای اثبات بهبودی در بیمار ناچار به یادآوری مشکلات بیمار (با مرور پرونده وی) شده‌ام که در این حال تازه بیمار متوجه تغییرات و بهبودی خود می‌شود.

طول درمان در هومیوپاتی بسیار متغییر می‌باشد و بسته به نوع بیماری و حاد یا مزمن بودن آن از چند ساعت تا چند سال متغیر است. شاید به عنوان یک معیار کلی بتوان مدت زمان در گیری بیماری را برای حدس زدن در مورد طول درمان در نظر گرفت. به عبارت دیگر هر چقدر که بیماری فرد مدت طولانی‌تری وی را درگیر کرده باشد مدت مورد لزوم برای درمان طولانی‌تر است. برای نمونه بیماری با قدمت بیش از ده سال احتمالا چندین ماه برای درمان نیاز داردالبته شدت بیماری و همین طور مصرف یا عدم مصرف داروهای شیمیایی نیز در تعیین این مدت اهمیت دارند.

البته باید گفت که بیمار با اولین بار مصرف دارو (تشخیص صحیح) بهبودی را مشاهده می‌کند که اکثراً تا حد رهایی کامل از آلام بیماریست. اما با گذشت زمان اثر دارو (حدود یک ماه) علائم بیماری باز می‌گردد البته با شدتی کمتر از قبل با تکرار داروی هومیوپاتی و تغییرات لازم در قدرت دارو بیمار با مصرف بار دوم دوباره خوب می‌شود و این تجویز مرتب صورت می‌گیرد (مثلاً ماهانه و در هر بار برگشت بیماری خفیف‌تر می‌شود و بعد مدت اثر درمان طولانی‌تر می‌شود برای مثال بیمار دو ماه یا چهار ماه خوب است و در نهایت دیگر بیماری عود نمی‌کند. عدم مصرف داروی روزانه آن گونه که در پزشکی کلاسیک معمول است باعث می‌شود که بیمار حتی این مدت را چندان حس نکند و در طی این مدت از زندگی لذت ببرد. در هومیوپاتی معمولا داروها در فواصل طولانی مدت و بیشتر ماهیانه مصرف می‌شوند.

 شرایط زندگی بیماران نیز نقش مهمی در سرعت و کیفیت درمان دارد بدین شکل که اگر بیمار بطور مداوم تحت تاثیر اثرات سوء بیماری‌زا باشد، واضح است که درمان به کندی پیش می‌رود و گاه عود می‌کند. عواملی همچون محیط پراسترس در خانه یا محل کار و حضور مستمر مسائل روحی و یا آب و هوایی نامساعد همچون مانعی در مقابل روند درمان عمل می‌کنند و باید هم‌زمان سعی در کاستن و دوری از آن شرایط داشت.
در نظر بگیرید که شما یک ماشین را که تصادف نموده است کاملاً تعمیر کنید و خیلی زود دوباره آن ماشین تصادف کند و هر بار تعمیر آن تصادف دیگری را شاهد باشد در این حال حتماً باید قبل از پرداختن تنها به خرابی ماشین در پی علت آسیب‌های مکرر به آن و رفع علت برآمد.

بطور کلی میزان موفقیت هر هومیوپات بسته به تجربه و علم وی متفاوت است ولی بطور کلی از ۵۰٪ تا۹۰٪ متغیر است که با توجه به اینکه عموم بیمارانی که نزد هومیوپات‌ها می‌آیند عملاً از پزشکی کلاسیک جوابی در خور نگرفته اند و لذا بیماران صعب العلاج محسوب می‌شوند می‌توان این درصد موفقیت را بسیار قابل توجه دانست.

•   داروهای هومیوپاتی

در مورد اینکه دارو‌های هومیوپاتی چگونه عمل می‌کنند و مکانیسم درمان چیست، نظرات بسیاری وجود دارد. در این نوشتار سعی شده است تا به غالب این تئوری‌ها همراه تمثیلاتی پرداخته شود .

همانطور که در مباحث قبلی ذکر شد داروی هومیوپاتی خود در حقیقت توانایی ایجاد بیماری را دارد. بطوری که برای پی بردن به خواص دارویی آن بایستی عده‌ای آن را داوطلبانه به مقادیر زیاد استفاده کنند تا بروز حالات و علائم بالینی به دقت بررسی و گزارش شود برای نمونه با مصرف داروی هومیوپاتی قهوه علائم بی‌خوابی، عصبی شدن، حساس بودن به درد و ناملایمتی و  … در فرد ایجاد می‌شود (البته موقت و بعد از چند روز فرد خود به خود به حالت اولیه باز می‌گردد) بدین ترتیب خصوصیات داروی هومیوپاتی (قهوه) ثبت می‌شود (اثبات دارویی). حال اگر بیماری داشته باشیم که مشکل بی‌خوابی به همراه عصبی بودن (با جزئیات شبیه اثبات دارویی قهوه)داشته باشد در آن صورت مصرف مقدار کمی از این دارو بیمار را درمان می‌کند.

آن چه در عمل رخ می‌دهد تحریک سیستم ایمنی و حیاتی بیمار است (مانند آنچه در واکسیناسیون رخ می‌دهد).

بیماری در واقع اثر برهم کنش عامل بیماری‌زا (میکروب، شوک روحی و عاطفی، مواد غذایی مضر، شرایط بد زندگی و …) با موجود زنده (بیمار) می‌باشد بدین ترتیب در ایجاد بیماری هر دو عامل دخیلند، به گونه‌ای که اثر گذاری بر هر یک از آن‌ها می‌تواند منجر به درمان (ویا احیانا وخامت بیماری) شود.

در پزشکی کلاسیک اصل بر نابودی عامل بیماری‌زا ست این امر در صورت تحقق می‌تواند منجر به بهبودی کامل شود. چیزی که در درمان بیماری‌های عفونی (باکتری‌ها) توسط آنتی بیوتیک‌ها شاهد آن هستیم. اما این شیوه عملاً محدودیت‌های فراوان دارد؛ چرا که نه تن‌ها برای بیماری‌های ویروسی درمان موثری وجود ندارد (هپاتیت، ایدز…)بلکه اصولاً در اکثریت بیماری‌های مزمن عامل بیماریزا قابل شناسایی نبوده یا نمی‌توان آن را نابود کرد در نتیجه تنها با از بین بردن علائم بیماری سعی در کنترل بیماری می‌شود (مسکن‌ها).

در هومیوپاتی قسمت دوم بیماری اهمیت می‌یابد یعنی فرد بیمار . و اعتقاد بر این است که سیستم حیاتی بیمار (ایمنی و …) قدرت ذاتی حل بیماری را دارد اما در اثر شوک ناشی از عامل بیماری‌زا به درستی عمل نمی‌کند بنابر این با تنظیم مجدد آن می‌توان بر بیماری غلبه کرد؛ و این امر در هومیوپاتی با تحریکی مشابه بیماری اعمال می‌شود و به عبارتی بدن هوشیار می‌شود. بیماری از دیدگاه هومیوپاتی چیزی نیست جز توهم بدن نسبت به شرایط بیماری یعنی بدن نمی‌تواند به درستی اشکال را تشخیص بدهد

شهری را در نظر بگیرید که دچار حمله دشمن شده (شروع بیماری حاد). در ابتدا نیروهای دفاعی شهر به درستی عمل می‌کنند اگر این دفاع کامل و درست باشد خطر حمله رفع خواهد شد (بهبودی بعد از یک بیماری حاد همچون سرماخوردگی، ضرب دیدگی، …). اما اگر دفاع شهر کامل نباشد و یا به هر شکل ضعیف‌تر از دشمن باشد شهر به اشغال در خواهد آمد. در این حال عدم هماهنگی و انسجام نیروها باعث تحلیل رفتن ساکنین شهر می‌شود(بیماری مزمن. یعنی بیماری که به خودی خود بهبود نمی‌یابد).

در این حال دو راه برای نجات شهر موجود است:

۱) استفاده از حمله هوایی و بمباران شهر و احیانا رساندن آذوقه به اهالی (پزشکی کلاسیک که با داروهای شیمیایی عمل می‌کنند).

اگر فرض را بر این بگیریم که بمباران‌ها بسیار دقیق باشد (انتخاب صحیح داروی شیمیایی)در بهترین حالت علاوه بر نابودی دشمن کل شهر یا اکثر آن ویران می‌شود و تمام تاسیسات حیاتی شهر آسیب می‌بیند و هر گونه دفاع داخلی سخت می‌گردد. گر چه در عمل هیچگاه از این طریق تمام نیروهای دشمن از بین نمی‌روند و هر بار با قطع بمباران تجدید قوا می‌کنند (برگشت بیماری بعد از هر بار قطع داروی شیمیایی). از طرف دیگر اگر هم موفق به نابودی کامل دشمن شویم و فرض کنیم آسیب‌های شهر هم غیر قابل جبران نباشد در نهایت چون نقطه ضعف‌های شهر جهت نفوذ دشمن هنوز وجود دارد (استعداد ژنتیکی یا اکتسابی ابتلا به بیماری) لذا همواره این شهر در معرض خطر دشمن قرار دارد و دیر یا زود دوباره اشغال می‌شود (عود مجدد بیماری).

۲)روش دوم فرستادن یک عده افراد زبده به شهر است که این افراد نقاط ضعف شهر و همچنین دشمن را به خوبی می‌دانند همچون خود دشمن (هومیوپاتی). این افراد با آگاهی دادن به نیروهای دفاعی شهر و بازسازی آن‌ها در یک نبرد داخلی و تنها با کمک امکانات داخل شهر بر دشمن فائق می‌آیند. در این روش در صورت خبره بودن و آگاه بودن آن‌ها از شرایط موجود (انتخاب صحیح داروی هومیوپاتی براساس علائم بیماری) دشمن نابود شده بدون آن که شهر (سیستم حیاتی فرد) آسیب ببیند و در عین حال با شناسایی و ترمیم نقاط ضعف آن شهر عملاً راه نفوذ‌های بعدی گرفته می‌شود.

این تشبیه ساده می‌تواند در درک نحوه عمل هومیوپاتی و مقایسه آن با طب کلاسیک راه گشا باشد.

در دیدگاه هومیوپاتی کل سیستم حیاتی فرد توسط یک نیروی حیاتی حفظ می‌شود (وایتال فورس). سیستم ایمنی (آنگونه که پزشکی کلاسیک در نظر دارد)تنها قسمتی از این نیروی حیاتیست. در برخورد با عامل بیماریزا (میکروب یا هر گونه استرس) این نیروی حیاتی به گونه‌ای تقویت می‌شود تا بر غلبه بر بیماری بتواند سلامت را باز گرداند.

در بیماری‌های مزمن (که به راحتی و به خودی خود خوب نمی‌شوند) این نیروی حیاتی نمی‌تواند خود را به سطح نیروی بیماری‌زا برساند و در نتیجه برآن غلبه نمی‌کند و تنها باعث بروز یکسری واکنش‌ها در بدن می‌شود که ما آن‌ها را علائم بیماری تلقی می‌کنیم .

به عبارت دیگر علائم بیماری و آلام ناشی از آن چیزی نیست جز واکنش‌های بدن برای غلبه بر بیماری که در صورت غلبه نکردن بر بیماری بصورت دائم باقی می‌مانند عطسه، آبریزش بینی، اسهال، سرفه و … واکنش‌های بدن است برای دفع عامل بیماریزا، آه کشیدن، بیقراری، تمیز کردن وسواس گونه و … تماماً رفتارهایی است که وجود فرد با هدف رهایی از بیماری انجام می‌دهد؛ اما به علت پایین‌تر بودن سطح توان فرد (نیروی حیاتی) این حالات تنها باعث رنج بیمار می‌شوند بدون آن که در بهبودی نقشی داشته باشند.

داروی هومیوپاتی در واقع با ایجاد بیماری درست مشابه بیماری طبیعی فرد نیروی حیاتی را تحریک و افزایش می‌دهد (که این امر به صورت یک تشدید بیماری گذرا و کوتاه مدت خود را نشان می‌دهد). و بعد در مدت بسیار کوتاهی به علت مصنوعی و گذرا بودن بیماری دارویی(هومیوپاتی) نیروی حیاتی می‌تواند بر بیماری واقعی غلبه کند.

در عمل با یک بیماری گذرا و کاملاً کنترل شده سیستم ایمنی بدن تقویت شده و بربیماری غلبه می‌کند.

این پدیده تشدید را می‌توان با واکنش‌های گذرا بعد از واکسیناسیون مقایسه نمود (تب و بی‌حالی …) البته در اکثر موارد به قدری کوتاه و خفیف است که بیمار متوجه آن نمی‌شود.

از نظر هومیوپاتی در یک بدن فقط یک بیماری ایجاد می‌شود سردرد، درد معده، عصبانی شدن، بی‌خوابی، عرق زیاد کف دست و …در یک بیمار تنها علائم یک بیماری هستند و (نه آن چنان که پزشکی کلاسیک به آن آعتقاد دارد) مثلا ۵ بیماری مختلف در یک نفر! و تمامی این حالات باید با یک دارو حل شوند.

در عمل هم میبینیم که معمولاً تمامی عوارض اصلی بیماری با همدیگر (از لحاظ زمانی) و به دنبال یک استرس یا اتفاق روحی یا جسمی حادث شده است. جالب اینکه با درمان صحیح هومیوپاتی نیز تمامی این ناراحتی‌ها با هم از بین می‌روند که این مطلب خود گواه به هم پیوستگی این مشکلات است. جدا نمودن علائم بیماری‌ها و محدود کردن آن‌ها با نام‌هایی چون میگرن، زخم معده، روماتیسم، افسردگی، درد سیاتیک … جز گم شدن راه اصلی درمان اثری ندارد.

علائم بیماری‌ها و آنچه بیمار از آن شکایت می‌کند آن چیزی است که باید به آن توجه کافی نمود تکیه بیش از حد بر نتایج آزمایشگاهی و دقت در پاتولوژی حاکم بر بیماری علیرغم اینکه جزو واقعیت بیماری می‌باشند ولی اکثر موارد تاثیری در درمان ندارند. چه بسیار مواردی که پزشک بعد از انجام آزمایشات و عکس‌های مختلف و رسیدن به تشخیص (تشخیص با معیارهای کلاسیک) تنها با گفتن یک نام عجیب(ام اس، پارکینسون، لوپوس، پسوریاسیس، …) و یا نا امید کننده (انواع سرطان‌ها، روماتیسم، میگرن، …) به بیمار او را ناچار از قبول ناعلاج بودن بیماری‌اش می‌کند. و این سناریو هر روزه تکرار می‌شود بی‌آنکه کسی به حق بپرسد که پس درمان کجاست؟‌ در نظر بگیرید که سنگ بزرگی در سر راه شما قرار دارد در بار اول شما برای حل این مسئله سعی می‌کنید ابتدا آن را با زور تکان دهید و بعد شروع می‌کنید ابتدا جنس سنگ سپس رنگ آن و منشا زمین شناسی آن و … را تعیین می‌کنید!

اما هیچ یک از این اطلاعات در عمل نمی‌تواند در جابجا کردن آن نقشی داشته باشد (گرچه جزو حقایق آن سنگ هستند) در صورتی که تنها با دانستن وزن سنگ و استفاده از یک اهرم مناسب و در نظر گرفتن شرایط زمین زیر آن می‌توان به راحتی آن را جا به جا کرد و این همان نکته ایست که گاهی بیماران و پزشکان کلاسیک تعجب می‌کنند که چطور این همه آزمایش و بررسی نتوانسته بیماری را علاج کند در صورتی که یک داروی کوچک هومیوپاتی خط قرمزی بر روی تمام آلام بیمار می‌کشد.

* داروهای هومیوپاتی از نظر شکل ظاهری به گونه‌های مختلفی عرضه می‌شوند:

۱) محلول الکلی: در این حالت داروی هومیوپاتی در محلولی که شامل آب و الکل سفید (اتیلیک) می‌باشد حل شده است (با نسبت‌های مختلف که معمولاً در صد الکل کمتر از ۴۰% می‌باشد) این شکل دارویی کمتر به بیماران ارائه می‌شود و اگر هم استفاده شود توسط خود هومیوپات و در مطب به مقدار چند قطره در دهان بیمار چکانده می‌شود. در ضمن از این محلول برای تهیه فرم‌های گلبولی داروهای هومیوپاتی استفاده می‌شود .

۲) قرص: این نوع داروهای هومیوپاتی شباهت زیادی از نظر ظاهری با قرص‌های پزشکی کلاسیک دارد. این فرم از داروی هومیوپاتی در ایران بسیار کم یِافت می‌شود .

۳) گلبول: در این شکل دارویی که رایج‌ترین فرم داروی هومیوپاتی نیز می‌باشد از قند شیر (لاکتوز) که بصورت گلوله‌های کوچک فرم گرفته است استفاده می‌شود اندازه گلوبول‌ها از قطر ۱ میملیمتر تا ۱۰ میلیمتر متفاوت می‌باشد که معمولاً از اندازه‌های استاندارد ۱، ۳-۵ میلیمتر اسفاده می‌شود. گلوبول‌های کروی همانطور که گفته شد از جنس قند می‌باشند و داروی هومیوپاتی بر روی آن‌ها چکانده شده است و به عبارت دیگر با محلول هومیوپاتی مرطوب شده‌اند. این گلبول‌ها بسته به سبک کاری پزشک هومیوپات به گونه‌های مختلف ممکن است تجویز شود عده ای از هومیوپات‌ها اعتقاد به مصرف مستقیم داروهای گلوبولی دارند یعنی بیمار یک یا چند عدد از گلوبول‌ها را باید زیر زبان قرار دهد تا در دهان حل شوند.

عده‌ای دیگر از هومیوپات‌ها معتقدند که با حل داروی هومیوپاتی در مقداری آب و مصرف کمی از آب مورد نظر دارو نه تنها بهتر عمل می‌کند بلکه خاصیت تشدید علائم نیز کاهش می‌یابد. هر یک از این دو شیوه طرفداران خاص خود را دارند. لازم به ذکر است که اندازه گلوبول‌ها برخلاف ظاهر آن‌ها تغییر زیادی در قدرت دارو ایجاد نمی‌کند. به خصوص در شیوه محلول کردن در آب این تفاوت بسیار کم خواهد شد. از طرف دیگر خرد شدن داروی هومیوپاتی خواص آن را کاهش نمی‌دهد.

۴) پماد- کرم هومیوپاتی: بعضی از شرکت‌های دارویی از تعدادی از داروهای هومیوپاتی که قدرت زیادی در درمان یک بیماری موضعی (عمدتا پوستی دارند) کرم و پماد تهیه نموده‌اند که مورد مصرف گاهی قرار می‌گیرد. البته لازم به ذکر است که بسیاری ازاساتید هومیوپاتی این نحوه تجویز را مردود می‌دانند؛ چرا که معتقدند دارو باید کل سیستم را درمان نماید و چنین تجویزی در صورت مؤثر بودن نیز ممکن است اثر سرکوب‌گرانه و پوشاننده بر روی علائم بیماری داشته باشد.

•   نگهداری داروها

داروهای هومیوپاتی به علت خواص خاص خود ممکن است در شرایط خاصی بی‌اثر شوند؛ مانند سرما و گرمای زیاد.

محیط می‌تواند یکی از علل خراب شدن داروها باشند. از سوی دیگر قرار گرفتن در میدان مغناطیسی وسایل برقی (تلویزیون، یخچال…) نیز در بی اثر شدن دارو نقش دارد. نور زیاد و مستقیم خورشید نیز از عوامل موثر شناخته شده است. عطر و ادوکلن نیز نباید در کنار داروهای هومیوپاتی نگهداری شوند.

در مقادیر زیاد دارو نیز اگر داروهای هومیوپاتی در کنار هم نگهداری شوند دیده شده است که می‌توانند بر روی خواص هم (بصورت الکترومغناطیسی) اثر بگذارند البته این موضوع کاملاً اثبات نشده است.

در ضمن داروهای هومیوپاتی بایستی از دسترس بچه‌ها (مانند هر داروی دیگر) دور نگه داشته شود و همینطور از مصرف دارو از روی کنجکاوی بپرهیزید گرچه هِچ خطر جدی وجود ندارد اما ممکن است با داشتن حساسیت به دارو خاطره بدی را تجربه کنید!

•  هومیوپاتی در جهان

از ۲۰۰ سال قبل که هومیوپاتی متولد شد، بسیاری ازمردم سطوح بالای اجتماعی در اروپا از افراد خانواده‌های سلطنتی گرفته تا نخبگان تحصیل‌کرده و هنرمندان مشهور همواره پشتیبان هومیوپاتی بوده‌اند. جای تعجب نیست که یکی از گران‌ترین نقاشی‌هایی که تا به حال فروخته شده است تصویر یک پزشک هومیوپات است که توسط بیمار و دوست وی، ونسان ون گوگ نقاشی شده است. به نظر می‌رسد که اگر چه هومیوپات‌ها از داروهای بسیار کم (دوز دارو) و بسیار ارزان قیمت برای درمان استفاده می‌کنند اما مردم حاضر هستند برای تصویر هومیوپات‌ها قیمت زیادی را بپردازند!!!. در این مورد نقاشی دکتر گچت به قیمت ۸۲٫۵ میلیون دلار فروخته شده است.

 هومیوپاتی اینک با سرعتی زیاد در سراسر جهان در حال گسترش می‌باشد؛ به طوری که در حال حاضر دومین طب از نظر وسعت بیماران تحت پوشش در جهان، هومیوپاتی است و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان برای درمان نزد هومیوپات‌ها مراجعه می‌نمایند در انگلستان بیش از ۵۰% پزشکان بیماران خود را در صورت لزوم نزد پزشکان هومیوپات ارجاع می‌دهند. در فرانسه بیشترین فروش داروها برای سرماخوردگی و آلرژی مربوط به داروهای هومیوپاتی می‌باشد در هندوستان بیش از ۱۰۰۰۰۰ پزشک هومیوپات فعالیت می‌کنند هومیوپاتی در بیش از ۴۰ کشور جهان شناخته شده است و روز به روز بر طرفداران این علم افزوده می‌شود اکثر کشورهای اروپایی بخصوص انگلستان آلمان فرانسه کشورهای آمریکایی همچون کانادا ایالات متحده آرژانتین و حتی کشورهای افریقایی همچون غنا و افریقای جنوبی همگی شاهد گسترش هومیوپاتی هستند.

سازمان بهداشت جهانی با حمایت از هومیوپاتی از کشورهای عضو در جهت ارتقاء هر چه بیشترجایگاه این طب کمک می‌نماید .

در ایران نیز هومیوپاتی تقریبا از ۱۲ سال قبل به همت اساتیدی همچون دکتر ناصری و دکتر میرزازاده و تشکیل کلاس‌های درس در دانشگاه تهران ودانشگاه آزاد تهران آغاز شد، و اکنون دوره کامل آموزش هومیوپاتی در محل دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. در حال حاضر انجمن هومیوپاتی ایران با بیش از ۱۰۰ عضو رسمی فعالیت خود را از ۲ سال قبل آغاز نموده است هومیوپاتی از نظر وزارت بهداشت و درمان ایران به رسمیت شناخته شده است و پزشکان هومیوپات با رعایت ضوابط می‌توانند درمان بیماران را انجام دهند.

•   گسترش هومیوپاتی در اروپا

 بر اساس آخرین مطالعات در فرانسه، حدود ۴۰٪ از مردم فرانسه از هومیوپاتی برای درمان بهره‌مند می‌شوند و ۳۹٪ از پزشکان داروی هومیوپاتی تجویز می‌کنند، حداقل در ۶ کالج پزشکی، کلاس‌های هومیوپاتی ارائه می‌گردد و این میتواند بیان‌گر گسترش شگفت‌انگیز هومیوپاتی در فرانسه باشد. در فرانسه بیشتر داروهای مورد مصرف برای درمان سرماخوردگی و آنفولانزا داروی هومیوپاتی هستند و نه داروهای شیمیایی رایج.
هومیوپاتی در انگلستان به اندازه فرانسه مردمی نیست، اما بر اساس یک نظرسنجی که در British Medical Journal چاپ شده است ۴۲٪ از پزشکان انگلیسی بیماران صعب العلاج خود را به هومیوپات‌ها ارجاع می‌دهند. تحقیق دیگر نشان می‌دهد که ۸۰٪ از فارغ التحصیلان پزشکی در انگلستان (در سال‌های اخیر) علاقه‌مند به یادگیری هومیوپاتی، طب سوزنی، هیپنوتیزم هستند.
اسکاتلندی‌ها همواره از این که زیر سایه انگلستان باشند متنفر بوده‌اند و این در مورد هومیوپاتی هم صدق می‌کند. هومیوپاتی سریع‌ترین رشد را در بین طب‌های جایگزین در اسکاتلند داشته است و تعداد اسکاتلندی‌هایی که به هومیوپات‌ها مراجعه نموده‌اند از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰دو برابر شده است (از ۵٪ به ۱۱٪ رسیده است). در سال ۱۹۸۵ فقط ۲۳٪ از اسکاتلندی‌ها که مورد مصاحبه قرار گرفته بودند معتقد به درمان هومیوپاتی بطور جدی بودند که این رقم در سال ۱۹۹۰ به ۴۰٪ رسید.
هومیوپاتی در آلمان بسیار مردمی می‌باشد، ۲۰٪ از پزشکان آلمانی (گاه به گاه) از درمان هومیوپاتی برای بیماران خود استفاده می‌کنند (هومیوپاتی غیر کلاسیک) .در حال حاضر شایع‌ترین روش درمانی حساسیت فصلی(Hay Fever) در آلمان درمان هومیوپاتی می‌باشد و داروهای هومیوپاتی جزو ۱۰ داروی اصلی مورد مصرف در سرماخوردگی‌ها و گلو درد در آلمان هستند.

در رشد هومیوپاتی در آلمان رئیس جمهور اسبق آلمان (کارل کارستنز) و همسرش که یک پزشک هومیوپات است (دکتر ورونیکا کارستنز) نقش زیادی دارد چرا که در دوران وی اساس تحقیقات اساسی در مورد هومیوپاتی نهاده شد، بسیاری از تحقیقات هومیوپاتی در آلمان در حال حاضر بر اساس پایه گذاری‌های آن تلاش‌ها صورت می‌گیرد.
نکته جالب توجه آن است که هومیوپاتی آن چنان اعتباری در عرصه پزشکی تجاری در آلمان دارد که یکی از موسسات هومیوپاتی آلمان متعلق به شرکتی می‌باشد که از اجزای کارخانه اتومبیل سازی BMW است.

•  هومیوپاتی در هندوستان

هومیوپاتی در هندوستان بسیار مردمی‌تر از اروپا می‌باشد. در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰۰۰ پزشک هومیوپات و بیش از ۱۰۰ کالج هومیوپاتی (با دوره‌های ۴ تا ۵ ساله) در این کشور وجود دارد. هومیوپاتی در هندوستان آنچنان مورد توجه قرار دارد که در سال ۱۹۸۷ دولت هندوستان کلینیک‌های هومیوپاتی را برای درمان اعتیاد به مواد مخدر در ۶ ایستگاه پلیس (اورژانس) در دهلی نو تاسیس کرد اخیرا کنفرانسی در مورد ترک اعتیاد توسط هومیوپاتی در هندوستان توسط وزارت سلامت و خانواده و وزارت دارائی و دادگستری کل برگزار شد. علاوه بر این دولت از تحقیقات هومیوپاتی و همچنین از بیمارستان‌ها و کلینیک‌های هومیوپاتی حمایت می‌کند.
مادر ترزا (برنده جایزه صلح نوبل) که برای چندین دهه به فقیران هندی کمک می‌نمود، درمان هومیوپاتی بیماران را در اهداف خیرخواهانه خود قرار داد. ایشان به علت اثرات درمانی فوق العاده و همین طور ارزانی، توجه خاصی به هومیوپاتی داشتند. در حال حاضر ۴ موسسه خیریه که تحت مدیریت مادر ترزا قرار دارند در حال کمک به مردم فقیر هندوستان می‌باشند. با توجه به فقر فزاینده و مشکلات فراوان درمانی در هندوستان، هومیوپاتی معجزه‌ای برای درمان بیماران هندی است. مادر ترزا گاه خودش به بیماران شخصاً داروی هومیوپاتی تجویز می‌کند .

•   هومیوپاتی در روسیه

هومیوپاتی در روسیه به تازگی مورد توجه زیادی قرار گرفته است، اگرچه تا سال ۱۹۹۵ تنها ۵۰۰ هومیوپات در آنجا وجود داشت. با توجه به این که تا چندی قبل تمام هزینه درمانی بیماران در درمانگاه‌های دولتی بدون هزینه برای بیماران بود توجه به این نکته که هومیوپات‌ها در این کشور با دریافت وجه درمانی از بیماران قادر به تامین مخارج خود بودند باید موفقیت بزرگی را برای هومیوپاتی در آنجا قائل شد. بنابر یک تحقیق که در روزنامه “Isvestia” چاپ شد تأسیس یک کلینیک هومیوپاتی برای کارگران یک کارخانه در سال ۱۹۸۴ منجر به کاهش ۱۰.۱٪ در روزهای کاری هدر رفته به علت بیماری کارگران شد. دکتر دمیان پوپوف برای خدماتی که در جهت گسترش هومیوپاتی در اتحاد جماهیر شوروی انجام داد، مفتخر به دریافت مدال لیاقت از دست رئیس جمهور وقت، میخائیل گورباچف شد.

•   هومیوپاتی در آمریکای لاتین

هومیوپاتی در آمریکای جنوبی رشد قابل توجهی داشته است بخصوص در برزیل و آرژانتین.
در آرژانتین هومیوپاتی با تاریخ این کشور ارتباط پیدا کرده است بطوریکه قهرمان ملی آرژانتین در قرن نوزدهم، ژنرال سان مارتین، هر بار که به سفر می‌رفت، همواره یک کیف داروهای هومیوپاتی را با خود همراه داشت!
هومیوپاتی در مکزیک نیز کاملاً شناخته شده است، به طوری که ۵ کالج هومیوپاتی در آن کشور وجود دارد که در مکزیکوسیتی قرار دارند.

•    هومیوپاتی در ایالات متحده آمریکا

 اما در آمریکا در نتیجه یک تلاش و برنامه ریزی هماهنگ که توسط انجمن پزشکی آمریکا و شرکت‌های داروسازی انجام شد هومیوپاتی در این کشور سال‌ها سیر نزولی را طی کرد به طوری که در سال ۱۹۵۰ کمتر از ۲۰۰ هومیوپات در آمریکا وجود داشت. اگر چه هومیوپاتی در حال حاضر در آمریکا بسیار عقب تر از باقی جهان قرار دارد اما آمریکایی‌ها همیشه از این که دوم باشند متنفرند!
خوشبختانه هومیوپاتی در حال یک رشد بسیار سریع در آمریکا می‌باشد. بر اساس آمار FDA فروش داروهای هومیوپاتی ۱۰۰۰٪ افزایش را از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ نشان می‌دهد و بر اساس گزارش واشنگتن پست تعداد متخصصین هومیوپاتی از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ دو برابر شده‌اند. تحقیقات جدید در این زمینه، به سرعت رشد هومیوپاتی افزوده است و کتاب‌های جدیدتری در مورد هومیوپاتی انتشار می‌یابند.